تبليغاتX
سرخ پوست

سرخ پوست

مفهوم شهروندي

مفهوم شهروندي هرچند كه در ابتدا با ظهور زندگي شهري و شكل گيري جوامع مدني شكل گرفت و گسترش پيدا كرد اما در حقيقت نمي توان آن را محدود به منطقه جغرافيايي خاصي در نظر گرفت و حقوق شهروندي را تنها منحصر به شهروندان مكاني و جغرافيايي قلمداد كرد.

اين حقوق و اين حس شهروندي را ميتوان با پيشينه و سابقه تاريخي طولاني و از زماني كه كوچكترين اجتماعات بشري شكل گرفته اند جستجو كرد ولي آيا به راستي در جوامع امروزي و با گسترش حقوق اجتماعي، فردي، ديني، مذهبي، فرهنگي و ... افراد ، كه در اثر گسترش تكنولوژي همزمان ارتباطات به وسعت جهاني گسترش پيدا كرده اند نيز همين حقوق شهروندي مكاني و جغرافيايي مد نظر است و بايد مورد توجه قرار گيرد؟

در واقع در نظر گرفتن حقوق شهروندي براي شهروندان يك جامعه هرچند كه از ابتدا تنها در مكانهاي جغرافيايي بوده است اما با گسترش روزافزون صنعت ارتباطات و فراهم آمدن امكانات جهاني شدن مفهوم شهروندي از حالت جغرافيايي خارج شده و در يك اجتماع در فضاي مجازي به عينيت رسيده است كه در واقع مي توان گفت همان حقوق شهروندي را براي شهروندان اين اجتماع مجازي در نظر گرفته است كه تنها تفاوت آن با شهروندان شهرواقعي در اين است كه اين شهروندان همگي بر اساس يك ماي مشترك در اين اجتماع مجازي جمع شده اند كه اين ماي مشترك ممكن است يك ماي فرهنگي، اقتصادي و يا سياسي  و... باشد، در واقع حاكمان و صاحبان اين اجتماع مجازي براي شهروندان خود حقوقي را در نظر مي گيرند كه حتي اگر اين حقوق شهروندي از سوي حاكمان شهر واقعي هم ناديده گرفته شود، تمامي اين شهروندان و حاكمان آنها از حقوق اين شهروندان در شهر هاي واقعي شان دفاع خواهند كرد بعنوان مثال شكل گيري گروههاي سياسي، فرهنگي، اجتماعي و... در فضاي مجازي و ايجاد يك ماي مشترك بوسيله راه اندازي يك سايت و تشكيل انجمن كه در آن از حقوق شهروندان خود دفاع ميكنند مثل گروههاي اقليت ديني و اعتقادي و حتي گروه هاي همجنس بازان و...

در اين جامعه ديگر شهروندان تنها مختص به يك مكان و يا جغرافياي خاص نيستند و ممكن است يك فرد شهروند چندين اجتماع مجازي مختلف باشد و از حقوق شهروندي متفاوتي برخوردار باشد.

اين روند به ناچار حاكمان شهر واقعي را تحت تاثير قرار خواهد داد و اگر اين حقوق شهروندي از يك اجبار بين المللي هم برخوردار باشد حاكمان شهر واقعي مجبور خواهند شد كه حقوق شهروندان خود را گسترده تر سازند و آزادي هاي بيشتري را به شهروندان خود اعطا كنند تا اجبار بين المللي و فشار جهاني از روي آنان برداشته شود مثل مسئله حجاب در فرانسه.

در اين صورت روز به روز و با گسترش و جهاني شدن آزادي هاي مدني نه تنها كم كم حاكمان  شهر واقعي به آن تن خواهند داد بلكه حقوق مدني شهروندان واقعي و مجازي روز به روز گسترده تر و در اثر آگاهي هاي جهاني گسترش پيدا خواهد كرد .

در واقع آنچه كه در اين جا مهم به نظر مي رسد اين نكته است كه ديگر مكانهاي جغرافيايي و حاكمان آنها مانند گذشته نمي توانند تسلط كامل بر روي شهروندان خود داشته باشند و برخورد مقابله اي با خارج از حاكميت امكان نخواهد داشت و در واقع جهان به اين سمت خواهد رفت كه كه اجتماعات انساني حقوقي را در قالب هويتهاي گردآمده به دور هم براي شهروندان مجازي خود در نظر خواهد گرفت كه اين حقوق قابل نقد در فضاي جهاني خواهد بود و حقوق انساني بالاتر و برتر در جامعه جهاني پذيرفته خواهد شد و حاكمان شهر هاي واقعي ناچار به تن دادن به آنها خواهند شد .

در واقع فرهنگ ها، سياست ها، اخلاق ها، و مسائلي كه انساني تر و با فطرت انساني سازگارتر هستند جايگاه خود را در درون انسانها و به تبع در اجتماعات انساني پيدا خواهند كرد. هرچند كه نبايد فراموش كرد كه امكانات جهاني شدن براي نشان دادن ايدئولوژي ها و اجبار بين المللي و جهاني براي دفاع از اين حقوق نيز برابر نيست كه خود بحث مفصل ديگري است.

اما آنچه كه بايد به آن توجه كرد اين نكته است كه بايد به فكر استفاده از اين تكنولوژي و صنعت ارتباطات براي جهاني شدن ايدئولوژي و فرهنگ خود باشيم تا بتوانيم از حقوق شهروندان مجازي خود در سراسر جهان دفاع كنيم و همچنين حاكمان جوامع مختلف را وادار به قبول حقوق شهروندانمان كنيم و در مرتبه بعد ارزشهاي خود را در سطح جهان گسترش دهيم و به گوش تمام مردم جهان برسانيم .

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 بهمن1385ساعت 20:3  توسط محمد محسني تنكابني  | 

وسعت دامنه اصلاحات در افكار امير كبير

اصلاح طلباني كه در صدد تغيير وضع موجود بوده اند كم نبوده اند اما تعداد افرادي كه موفق به انجام اصلاحات در نظام حكومتي شدند بسيار اندك بوده است. چرا كه با وجود حكومتهاي استبدادي و مطلقه حاكم در ايران دست به تغيير و تحول زدن امري بسيار سخت و مشكل بوده كه انجام آن به راحتي صورت نمي پذيرفت و اگر هم شخصي به سبب برخورداري از برخي امتيازات قادر به انجام چنين كاري ميشد و دست به اصلاحات آشكار ميزد عاقبتي جز حذف در پي نداشت .

ميرزا تقي خان فراهاني معروف به اميركبير از جمله مشهور ترين اصلاح طلبان تاريخ ايران است كه توانسته به سبب امتيازات و قدرتي كه بعنوان نخست وزير ايران داشته است بيشترين استفاده را بكند و خدمات بسيار زيادي را به مردم ارائه دهد و تغييرات بسيار تاثير گذاري را در ساختار نظام بوجود آورد . هرچند كه پس از مرگ او بسياري از اصلاحات او متروك گشت اما روح اصلاح طلبي كه او ايجاد كرده بود زنده باقي ماند . به‌ نوشته‌ي‌ عباس‌ اقبال: «مرگ‌ امير بي‌اغراق‌ خاك‌ مذلت‌ بر فرق‌ كشور و قومي‌ ريخت‌ كه‌ امير عمر خود را براي‌ نجات‌ آنها از حال‌ نكبت‌ و بدبختي‌ صرف‌ مي‌كرد.»

اميركبير ايران را در مقايسه‌ با غرب‌ عقب‌ مانده‌ مي‌دانست. او ريشه‌ اين‌ عقب‌ ماندگي‌ رادر نظام‌ قبيلگي؛ استبدادي‌ قاجار و عدم‌ كار و تلاش‌ اجتماعي‌ و اقتصادي‌ مردم ايران مي‌دانست‌ و بر اين‌ باور بود تا فرهنگ‌ كار و تلاش‌ در جامعه‌ رواج‌ پيدا نكند و مردم‌ پويا و فعال‌ نشوند و دست‌ به‌ توليد نزنند پيشرفت‌ و ترقي‌ مملكت‌ غيرممكن‌ خواهد بود. او با همه‌ي‌ موانعي‌ كه‌ در سر راه‌ خود در راه‌ ترقي ايران مي‌ديد از پا ننشست‌ و كوشيد تا با به‌ كارگيري‌ همه‌ امكانات‌ موجود در گوشه‌ و كنار ايران راه‌ ترقي‌ اين‌ سرزمين‌ را هموار نمايد.فريدون‌ آدميت (1334) در كتاب اميركبير وايران آورده است وزير مختار انگليس‌ در گزارشي‌ به‌ بالمرستون‌ در رابطه‌ با اهداف‌ ظلم‌ ستيزي‌ اميركبير مي‌نويسد: «ميرزاتقي‌ خان‌ مي‌خواهد روستايياني‌ كه‌ طي‌ قرون‌ تحت‌ جور و ستم‌ به‌ سر برده‌اند خلاصي‌ بخشد.»

فريدون‌ آدميت (1334)‌ ارزنده‌ترين‌ كار اميركبير را در راستاي‌ نوسازي‌ ايران در سه‌ چيز مي‌داند: «نوآوري‌ در راه‌ نشر فرهنگ‌ و صنعت‌ جديد، پاسداري‌ هويت‌ ملي‌ و استقلال‌ سياسي‌ ايران در مقابله‌ با تعرض‌ غربي، اصلاحات سياسي‌ مملكتي‌ و مبارزه‌ با فساد اخلاق‌ مدني.» نقل بيگانگان از فسادناپذيري او از همه حيرت برانگيزتر است. اين كه منافع ملت را قرباني معاملات و معادلات درون قدرت نمي كرد. رشوه نمي پذيرفت و از فساد مالي به دور بود. به قول وزير مختار انگليس: «پول دوستي كه خوي ملي ايرانيان است در وجود امير بي اثر است.»

بطور كلي دلايل اهميت تاريخي مقام اميركبير را در چند مورد اساسي مي دانند، از جمله آن كه او همواره پاسدار هويت ملي و استقلال سياسي ايران در مقابل تعرض غربي بود. مضاف بر آن اصلاحات حكومتي را اصلي لايتغير مي پنداشت و بر آن همت گماشت و اگرچه از كارشكني هاي پنهان و آشكار در امان نبود آن را رها نكرد. و ديگر آن كه اميركبير را مبارزي خستگي ناپذير با فساد و مروج اخلاق مدني دانسته اند.

برخي صاحبنظران معتقدند كه امير كبير هنگامي‌ كه‌ در مقام‌ فرستاده‌ ويژه‌ ايران در جهت‌ بستن‌ قرارداد «ارزنه‌الروم» به‌ امپراطوري‌ عثماني‌ رفت‌ تحت‌ تاثير جنبش‌ اصلاحات در آن‌ سرزمين‌ قرار گرفت. (فريدون‌  آدميت1334)‌

در پي كشمكش هاي فراوان ميان ايران و عثماني و در پي تعديات و تجاوزهاي پياپي تركان عثماني به خاك ايران و درگرفتن چندين و چند مورد جنگ و خونريزي سرانجام به ميانجي گري دول روس و انگليس مقرر شد انجمني از نمايندگان چهار دولت ايران، انگليس، روسيه و عثماني در ارز روم تشكيل شود تا به بررسي مبنايي اختلافات بپردازد. قرار بود جعفر خان مشيرالدوله به عنوان رييس هيات ايراني رهسپار عثماني شود كه به علت بيماري او، ميرزاتقي خان به عنوان وزير مختار ايران راهي ارز روم شد . او در آنجا با پيشرفت هاى دنياى جديد آشنا شد، كارخانه ها را ديد، از آموزشگاه ها و دانشگاه ها بازديد كرد و اعجاز علوم غربى را به چشم ديد .
امير در كنفرانس ارز روم امتيازاتي چون تثبيت حاكميت ايران بر محمره و حق كشتيراني در شط العرب و برخي امتيازات ديگر را اخذ نمود و متن عهدنامه با پافشاري وي در نهايت، به سود دولت ايران تنظيم شد.
اقبال آشتيانى كفايت و كاردانى
او را در اين ماموريت ستوده است. روبرت كرزن دبير نمايندگى انگليس در اين كنفرانس درباره او چنين نظر داده است: «ميرزا تقى خان وراى هرگونه قياسى، برجسته ترين نمايندگان چهار دولت بود كه در كنفرانس ارزنه الروم گرد آمده بودند››.

اميركبير در آغاز امر به قلع و قمع سالار در خراسان و دفع فتنه پيروان باب و سركوب كردن شورشيان فارس و بختيارى همت گماشت. او در زمينه هاى مختلف به اقدامات اصلاحى پرداخت. او با آنكه مخالفان زيادى در اين كار داشت، با اراده ثابت و محكم و بدون ترديد و تزلزل دست به اصلاحات كشورى و لشگرى زد ( ايران در دوره سلطنت قاجار)

 

ميرزا تقي خان اميركبير در دوران زمامداري خود از اصلاح تشكيلات اداري در حوزه اصلاحات عمومي آغاز كرد و در نخستين گام ها حقوق و مواجب سنگين شاهزادگان و درباريان و ديوانيان و روحانيان را برانداخت. بر كاهش نفوذ روحانيون در دستگاه حكومت همت گماشت و رسم مديحه سرايي و مرثيه هاي سست را با سرودن اشعار نغز و مورد پسند عوام و خواص تعويض كرد. از جمله اقدامات او در اصلاح سياست ديني حمايت از حقوق اقليت هاي مذهبي و گماردن آنان به امور دولتي و مدني بود. ساخت چندين سد بر روي رودخانه ها و بازپس گرفتن امتياز شيلات درياي خزر از روس و بازگرداندن آن به ايران از جمله اقدامات او بود. همان گونه كه مشهور است احداث دارالفنون كار او بود و در كنار آن توسعه چاپخانه ها و ترجمه كتب اروپايي نيز از زمره اقدامات اوست. اميركبير موسس روزنامه «وقايع اتفاقيه» نيز هست كه سرانجام فرمان نهايي عزل او را در همان روزنامه به چاپ رساندند.
او نخستين بيمارستان دولتي را بنا كرد و به جمع آوري گدايان دست زد. آب نهر كرج را به تهران آورد و پست جديد به راه انداخت.
از جمله اقدامات شهري او اخراج دلقكان از دربار و راندن شاعران و تملق گويان و مديحه سرايان است. امير بود كه رسم قداره كشي و عربده كشي در معابر را بر انداخت و نيروهاي بحري (دريايي) را ايجاد كرد.

 

تا قبل‌ از صدارت‌ اميركبير رعايت‌ اصول‌ بهداشت‌ عمومي‌ و نظافت‌ و پاكيزگي‌ در شهرهاي‌ ايران چندان‌ رعايت‌ نمي‌شد. براي‌ نخستين‌ بار در سال‌ (1266 ه.ق) تصميم‌ گرفته‌ شد تا از بيماريهاي‌ همه‌گير، نظير آبله‌ و وبا جلوگيري‌ شود. براي‌ اجراي‌ اين‌ طرح‌ بيمارستان‌هايي‌ تاسيس‌ شد و روزنامه‌ وقايع‌ اتفاقيه‌ در باب‌ لزوم‌ آبله‌كوبي‌ به‌ روشنگري‌ مردم‌ پرداخت.

به دستور امیر کبیر قلعه ارگ تجدید عمارت شد و کوچه ها برای حرکت کالسکه ها عریض گردید و شهر در همه زمینه ها نظم بهتری یافت.

برانداختن خريد و فروش حكومت ولايات، تغيير اصول مالياتى ايران، سروسامان دادن ماليه و خزانه مملكت ،برقرار كردن جيره و مواجب معين براى افسران و سربازان و ايجاد كارخانه اسلحه سازى از ديگر اقدامات مهم او بشمار ميروند. او علاوه بر اعزام عده اى براى آموزش به خارج كشور، در داخل به تاسيس دارالفنون پرداخت.

از ديگر اقدامات مهم امير دستور ساخت قراول خانه ها يا پاسدار خانه ها در همه شهرهاي بزرگ بود .

او معتقد بود يك نظام قضايي بهتر و جديد ميتواند بمثابه موتور تغيير عمل كند . او نخستين كسي بود كه بفكر ايجاد نظام قضايي اسلامي افتاد . هدف او پيشبرد كيفيت محاكم شرع و عرف بود و در عين حال هم نظارت دولت را بر محاكم گسترش داد . او ابتدا كوشيد خود بر مسند قضاوت بنشيند ولي بزودي فهميد كه از دانش قانوني كافي براي انجام اين كار بي بهره است از اينرو ديوانخانه عدالت را كه ديوانخانه بزرگ پادشاهي نيز خوانده ميشد گسترش داد و قلمرو قضايي آن را توسعه بخشيد و همچنين براي اينكه اعتبار اين محكمه عالي شرع را افزايش دهد يكي از فقهاي معروف موسوم به شيخ عبدل بروجردي را به رياست آن انتخاب كرد ولي چون بين آنها شكراب شد امير يكي ديگر از فقهاي بزرگ تهران موسوم به شيخ عبدالحسين تهراني را به رياست محكمه عالي شرع تهران منصوب ساخت.

به هر حال به نظر من آنچه كه در مورد اميركبير و اقدامات اصلاحي او مهم به نظر ميرسد اين است كه امير در يك شرايط حكومتي و نظام سلطنتي بسيار فاسد دست به انجام كارهايي زد كه با توجه به آن زمان و در آن شرايط فوق العاده مهم و تاثير گذار بود و تنها اجراي چنين تصميمات و كارهايي به قدري واجب و مفيد بوده است كه اجازه ورود به بحث آسيب شناسي عملكرد امير را نمي دهد چرا كه صرف اجام همين كارها بدون در نظر گرفتن نتايج آن لازم و ضروري بوده چرا كه حتي با در نظر گرفتن نتايج آني بد هم ايجاد آن ميتوانسته در دارز مدت اصلاح را نيز بهمراه داشته باشد .

 

منابع

 

آدميت، فريدون: اميركبير و ايران ؛1334؛ تهران ؛ ناشر اميركبير ؛

اقبال‌ آشتياني؛ عباس: ميرزاتقي‌ خان‌ اميركبير؛ انتشارات‌ توس؛

ايزدي ، رها ؛ اي كاش هرگز شاه نبودم ؛ مقاله اينترنتي

كريمي، آنادردي ؛ رگ هايى كه در حمام فين گشوده شد ؛ 20/9/83 ؛ تهران ؛ روزنامه شرق

ميرزايي، حسين ؛ مرورى بر دلايل ناكامى اصلاحات در عهد قاجار؛ 7/11/83 ؛ تهران ؛ روزنامه شرق

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 بهمن1385ساعت 20:3  توسط محمد محسني تنكابني  | 

جهاني گرايي و مسئله فلسطين

در عصر حاضر بدليل پيشرفت تكنولوژي و ايجاد صنعت همزمان ارتباطات مفاهيم جديدي شكل گرفته كه تا پيش از آن چندان توجهي به آنان نميشده است .بر خي از اين مفاهيم همچون جهاني گرايي هر چند در قالب لفظ جديدي ارائه شده اند و به اقتضاي شرايط امروز جهان نيز معني خاص خود را پيدا كرده اند اما سابقه اين مفاهيم بسيار طولاني است كه شايد به زمان شكل گيري اولين اجتماعات انساني برگردد.

تفكر كلي نگر و جهاني نگر همواره وجود داشته است. انديشه بشري همواره سعي كرده است تا جهان پيرامون خود را با توجه به شناختي كه از آن داشته است تحت تاثير قرار دهد.تفاوت جهاني نگر امروز با گذشته در اين است كه جهان قابل فهم انسان هر روز بزرگتر ميشود قبل از كشف قاره امريكا جهان تعريفي متفاوت از امروز در ذهن افراد داشت همانطور كه ممكن است در آينده نيز اينطور باشد و با كشف كرات ديگر چنين اتفاقي رخ دهد و يا در برابر زماني كه جهان انسان فقط جزيره محل زندگي او بود .

به هر حال در عصر امروز با اين تعريف موجود از جهان هر توليدي،عملي،جنبش،حركتي و يا انديشه اي اولا از ابتدا و نيت آن خواسته يا ناخواسته جهاني نگر بوده است و در ثاني در مرحله بروز ، عينيت و نمود جهاني پيدا ميكند. بعنوان مثال: نظرياتي كه از سوي دانشمندان علوم مختلف مطرح ميشود معنا و مفهوم جهاني پيدا ميكند و بقصد تاثير در فضاي جهاني مطرح ميشوند، ورزشكاران دايره ورزش قهرماني را در انديشه شان به وسعت مدالهاي جهاني گسترش داده اند،تبليغات ديگر بقصد اقناع مخاطب جهاني پيش ميرود و يا حتي سازندگان و طراحان مدلهاي لباس نيز جهاني نگر شده اند.

رسانه هاي جديد ارتباطي بالاخص اينترنت انسان را بيش از گذشته با مسايل جهاني در گير كرده اند. اين تنوع اطلاعات و شبكه ها اطلاعاتي توان انتخاب را به كاربران داده است و فرد ديگر مجبور نيست خود را در اعتقاداتي كه پيش از اين داشت خلاصه كند و ميتواند با ورود به عرصه هاي جديد شناختي و اطلاعاتي آنچه را كه نكو ميداند انتخاب كند .

عامل مهم اين نگاه فرامحلي،گسترش رسانه هاي ارتباطي است كه انسان را از دهكده كوچكي كه در آن زندگي ميكرد بيرون آورده و به جهاني بزرگتر انتقال داده است و در جريان اين فرايند انسان در معرض توليداتي قرار گرفته است كه خود نيز ميتواند در آت سهيم باشد با اين اوصاف و با توجه به نظريه امپرياليسم جهاني،انساني كه تنها اطلاعات را از دلالان امپرياليستي درك ميكرد ميتواند وارد حيطه اي شود كه بدون واسطه دست يه شهود بزند.

بهرحال با ظهور تكنولوژيهاي نوين و صنعت همزمان ارتباطات جهان قابل شناخت بشر بسيار كوچك شده است تا آنجا كه مك لوهان از آن تعبير به دهكده جهاني ميكند.

امروزه در نگاه بوضع جهان  بطور كلي ميتوان دو نوع ديدگاه نسبي گرا و جهاني گرا را از هم تمييز داد . در نسبي گرايي با تكيه بر نقد شالوده گرايي و كل گرايي هرگونه وجه عام براي جهان نفي ميشود و بر وجه خاص آن تاكيد ميشود و در جهان گرايي تنها بر وجه عام جهان تاكييد ميشودكه رابرتسون در قبال آن، بحث عام شدن خاص و خاص شدن عام را مطرح ميكند برخي از دانشمندان بر اين باورند كه جهاني گرايي درحقيقت فراتر از پديده سنتي دولت ملتهاست وبا توجه به تحولات ورخدادهاي عظيم ارتباطي صنعتي و همچنين ورود بازيگران جديد به عرصه بين المللي ، نقش دولت ملتها تاحد زيادي كم رنگ شده است . از اين منظر ، در جهان گرايي ، ديگر دولت ملت ها تصميم گيرندگان اصلي در رويدادها نيستند و قدرت از دولتهاي محصور درمرزهاي جغرافيايي به مراكزي منتقل مي شود كه قادر به تكاپو درجهان هستند. در همين طيف فكري گروهي نيز جهاني گرايي را بعنوان گسترش روند توسعه تجارت جهاني دانسته اند كه اكنون بازيگران جديدي از جنوب به آن پيوسته اند . منوئل كستلز با اشاره به عصر اطلاعات جهان گرايي را ظهور نوعي جامعه شبكه اي ميداند كه در ادامه حركت سرمايه داري، پهنه اقتصاد،جامعه و فرهنگ را در بر ميگيرد.

جهان گرايي از نظر رابرتسون برخاسته از توسعه ديد و آگاهي است كه انسان امروز از جهان پيدا كرده است و در واقع جهان را بعنوان يك فضاي واحد ميبيند در واقع فضاي مجازي با ويژگي جهان گرايي پتانسيل جهاني شدن را در اختيار همگان قرار داده است.

در ادامه بحث، مفهوم عدالت اجتماعي و مسئله فلسطين اشغالي را از منظر پنج مقوله مطرح جهاني گرايي بررسي ميكنم.

در مورد انديشه عدالت اجتماعي گذشته از پيشينه طولاني آن و بحث جهاني نگري و اينكه اين مفهوم همواره در بستر زمان و در انديشه افراد وجود داشته است در دوره حاضر وبا اين مفهوم موجود از جهان پيراموني ميتوان گفت كه:

با فرا محلي شدن ديدگاهها و نگاههاي موجود، مفهوم اجتماع و جامعه انساني نيز بتبع آن عوض شده است و مفهوم عدالت اجتماعي نيز با فرا محلي شدن حوزه شناختي انسان براي تمامي اجتماعات انساني واجب شده است. امروز ديگر قيام براي عدالت اجتماعي يك جنبش محلي نيست كه زود سركوب شود و كسي از آن آگاه نباشد بلكه صدايي است كه بگوش همه ميرسد ،انقلاب ايران انديشه جهاني را تحت تاثير قار ميدهد ،فلسطين و لبنان تاثير ميپذيرند و انديشه هاي عوام و خواص دچار تحول خواهد شد .

امروز كوچكترين نجوا در دورافتاده ترين نقاط دنيا بگوش تمامي جهانيان خواهد رسيد و رهبران و آغازگران جنبشهاي انقلابي و عدالتخواهانه در مقابل حكومتهاي ظالم با اين اميد قيام خواهند كرد كه افكار و اعمالشان بازتابي جهاني خواهد داشت و همنوايي خواهند داشت . فلسطينيان اميد به دولتها و انسانهاي عدالت طلب دارند و به اميد ياري آنان و رساندن صداي خود بگوش جهانيان همچنان به مبارزه ادامه خواهند داد .

امروزه ديگر تمامي جوامع دنيا نسبت بمسائل انساني و ارزشي يك نوع نگاه جمعي و جهاني پيدا كرده اند با اين روند جهاني گرايي تمامي افراد انساني با هويتها،گرايشها،آرمانها،فرهنگها،و علايق متفاوت نسبت بچنين موضوع از يك نوع حس و حساسيت ذهني مشترك برخوردار ميشوند ديگر در هر كجاي جهان كه ظلم باشد احساس عدالت طلبي نتنها براي مردم آن وجود خواهد داشت، بلكه ديگر مردم جهان نيز باآنان همصدا ميشوند و مفاهيمي مثل عقب نشيني اسرائيل از خاك فلسطين و يا آتش زدن پرچم اسرائيل بين افراد واقوام مختلف شكل ميگيرد و با هر كميتي در نقاط مختلف جهان تظاهرات و اعتراضات شكل خواهد گرفت.

نكته ديگر اين است كه امروزه مردم جهان نقش اجتماعي منعطفي يافته اند با انقلاب اطلاعات و رسانه اي شدن فضاي جهاني ميزان آگاهي و حق انتخاب مردم گسترش پيدا كرده است و ديگر نميتوان آنان را با تبليغات يكسويه اقناع كرد. امروز حتي يهوديان نيز بر عليه اقدامات دولتشان اعتراض ميكنن و از مظلوميت فلسطينيان حمايت ميكنند.

امروزه همچنين با توسعه اگاهي فراملي،آگاهي جهاني نيز منشا ظهور وجدان جمعي و حس مشترك جهاني در ميان ملتهاي دور افتاده از يكديگر شده است در واقع اين نگاه جهاني بمسئله فلسطين نسبت بسيار نزديكي با آگاهيهاي فراملي از جزئيات موجود در اين رابطه دارد،امروزه رسانه هاي خبري در يك جبر رقابتي غير قابل كنترل بناچار حوادث مربوط به فلسطين را بازگويي ميكنند و مخاطبان نيز خواهان اخبار صحيح،بدون سانسور،تازه و متفاوتند كه در يك جريان طبيعي موجب شكسته شدن سانسورهاي قابل ايجاد شده و اين جريان موجب توسعه آگاهي فراملي جهانيان ميشود.

بهرحال بايد توجه داشت كه جهاني نگري موجب توسعه جامعه چند محوري و چند فرهنگي خواهد شد و توجه انسانها را از محيط زندگي خود بسطح گسترده تر جهاني خواهد كشاند.

با اين حساب اگر در جامعه اي هم عدالت اجتماعي و امنيت و آزادي وجود داشته باشد و انقلابي چون انقلاب اسلامي ايران رخ دهد در همان بحبوهه اوايل انقلاب هم كه اهداف مورد نظر كاملا فتح شده اند توجه بمسائل بين المللي و محيط خارجي و نگاه جمعي جهاني هم بسيار مهم ميباشد ،هر چند كه از جنبه هاي گوناگون فرهنگي،اجتماعي،ديني و...متفاوت باشد، چنانكه در همان زمان هم ايران شديدا از فلسطين حمايت ميكرد و جمله تاريخي امام (ره) كه فرمودند: اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود.         

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 بهمن1385ساعت 20:1  توسط محمد محسني تنكابني  | 

روحانيت صفوي يا روحانيت شيعي

خاندان صفوي با تكيه بر ايدئولوژي شيعه و حول محور انديشه فقيه- سلطان توانست پله هاي قدرت سياسي ايران را طي كند و حكومتي را بر پايه مذهب شيعه بطور رسمي در سراسر قلمرو ايران پايه گذاري كنند. وحدت سياسي و مذهبي، كه صوفيان خانقاه اردبيل ايجاد كردند؛ سبب شد سرزمين ايران كه با چندين حكومت محلي اداره مي شد و علاوه بر آن درخطر تجاوز امپراتوري عثماني قرارداشت، با كسب وحدت سياسي، زير لواي ايدئولوژي شيعه بتواند حيات خود را بازيابد، وحدتي سياسي- مذهبي، كه هم اكنون نيز ادامه دارد. اين كه آيا خاندان صفوي در ادعاي خود مبني بر ايجاد يك حكومت شيعه- كه احكام اسلام مبناي آن باشد- صادق بودند؛ يا مذهب را براي كسب قدرت مي خواستند؟ بحثي است بسيار كلي كه در اين نوشتار مجال پرداختن به آن نيست. اجمالاً مي توان اشاره كرد كه نظرات متفاوتي در اين باره وجود دارد. برخي صفويه را مجري صادق احكام اسلام مي دانند و برخي را نظر بر آن است كه صفويه از مذهب، جهت كسب قدرت سياسي سود مي بردند.به هر حال از هر نظر كه بررسي كنيم روحانيت و علماي شيعه نقش تاثير گذار و تعيين كننده اي را در اختيار دارند.از يك منظر تشكيك در سيادت صفويه و شيخ صفى الدين و بالاتر, ترديد و شك در ايرانى بودن آنها و نيز عدم تشيع نخستين آنها, همه و همه مى رساند كه اين نقش و قدرت علما و فقهاى شيعه بوده است كه از آنان حاكمان مقتدر و شيعه دوازده امامى ساخته اند و اصول و مبانى و فرهنگ تشيع اثنى عشريه را به وسيله آنان رواج داده اند و آن را به صورت يك مذهب رسمى و قدرتمند در عرصه جهان عرضه كرده اند و از سوي ديگر قرائن و شواهد تاريخي حكايت از آن دارد كه شاهان صفوي، خاصه، پادشهان اوليه اين سلسله، مانند شاه اسماعيل و شاه طهماسب و اسلاف آنان تا حدود زيادي در گفتار خود صادق بودند. با استقرار دولت صفوي علماي جبل عامل لبنان به ايران فراخوانده شدند و با طرح عنواني به نام (صدر) كه بالاترين مقام روحاني عصر، عهده دار آن بود كار نظارت و دخالت مستقيم و غيرمستقيم بر حكومت و برامور جاري كشور، به روحانيت شيعه سپرده شد. از اين رو، اگر بحث وسيله بودن مذهب، براي كسب قدرت، از نظر صفويه صحت مي داشت، مي بايست پس از تثبيت قدرت، پيروي از مذهب و روحانيت رها مي شد (همانند نمونه رضاشاه) در حالي كه ديده مي شود، اجراي احكام شرع كم و بيش در سراسر حكومت صفوي جريان داشته است. اما شاهان صفوي با هر عقيده اي كه دست به دامان مذهب شده باشند، تأثير فقه سياسي را در ايجاد وحدت سياسي و استقلال ايران نمي توان ناديده گرفت.

,تشيع فكرى و عملى از جنيد به بعد مخصوصا شاه اسماعيل و ديگر سلاطين اين سلسله, هويدا و آشكار بود و خود شاه اعتراف زيادى در پيروى از مرام اهل بيت(عليهم السلام) و شيعه دوازده امامى دارد. به علاوه, نمونه ديندارى آنان را از همان سرى كتاب هاى غربيان و مستشرقان و نويسندگان, زياد مى توان يافت. براى نمونه:

پى يترودلاواله جهان گرد ايتاليايى كه بيش از پنجاه سال در ايران به سر برده و غالبا با شاه عباس همراه و همنشين بوده است, درباره ديندارى وى مى نويسد:

شاه عباس چه از نظر شخص خويش و چه در كارهاى كشور, مسلمان واقعى و معتقد است, مگر معجزه اى روى دهد كه او بدين عيسى درآيد. من مى دانم كه در دين خود سخت متعصب است و تمام قوا و دارايى خود را در راه عظمت و اعتلاى دين اسلام به كار خواهد برد. در اين تعصب ملامتش نمى توان كرد, زيرا معتقد است كه با ابراز آن, وظيفه دينى خويش را ادا مى كند. اى كاش كه پادشاهان ما نيز براى تقويت عقيده و ايمان عيسويان از او پيروى مى كردند و به اندازه او تعصب دينى داشتند!(1)

از نظر فقها، حكومت صفوي دفع افسد به فاسد بود. فقها در مواجهه با شكاف بين تئوري و عمل، با اعتقاد لزوم حكومت فقها در عصر غيبت و عدم وجود چنين مسئله اي در عالم واقع، سعي مي كردند مشكل را اينگونه حل كنند كه سلطان را مطيع يك مجتهد سازند. نظر محقق كركي نيز مويد اين مطلب است. اما فقه اسلامي شيعه فقط از روي اضطرار به اين عمل تن مي داد و برخلاف فقه سياسي اهل سنت كه سلطنت را به جزيي از خلافت تبديل كرد- چنانكه در آراء غزالي مشهود است- تلاش نكرد كه سلطنت را جزيي از امامت كند. نظر علماي وقت در حكومت صفوي را مي توان به نوع آرماني و نوع عملي خلاصه نمود. يعني علماء شيعه عقيده داشتند كه شاهان فاسد و شرابخوار نمي توانند جانشين پيامبر(ص) شوند و از طرف خدا مامور به هدايت مردم باشند. اينها كه به ندرت سواد خواندن و نوشتن كامل دارند نمي توانند شبهات اعتقادي را مانند حجت هاي خدا حل كنند. پادشاهان از آن جهت حاكم شده اند و مي شوند كه جانشينان واقعي پيامبر(ص) را كنار نهاده ايم. سرير حكومت مخصوص نايب امام(ع) كه مجتهد پاك و با تقوا است مي باشد اما به دستياري كه بتواند با قدرت شمشير، عدالت را برقرار سازد نيازمند است اين دستيار مي تواند در مواردي، سلطان عادل باشد.اما درعين حال، علما سعي نمي كردند نظام پادشاهي را تثبيت كنند. بلكه عدالت و خدمت را ملاك جواز سلطان مي دانستند. علامه مجلسي يكي از علماي بزرگ شيعه در عصر صفوي پادشاه و مردم را داراي حق متقابل مي دانست و در معاشرت با پادشاهان هشدار مي داد كه از اعتماد بيش از حد به آنان بايد پرهيز شود. زيرا معاشرت با آنان باعث مي شود در برابر ظلم آنها به مردم، مجبور به سكوت شويم. علامه مفاسد نزديكي به پادشاهان را برمي شمرد و براين باور بود كه دوري از پادشاهان به صلاح مؤمنين است؛ مگر اينكه يكي از سه حالت زيراتفاق افتد:نخست اجتناب از ضرر نفس يا مال يا عرض و خوف كه دراين صورت تردد به منزل شاهان عمل به تقيه است و جايز است، دوم دفع ضرر از مظلومي يا رساندن نفعي به مومني كه دراين دو مورد گاهي اقدام كردن واجب است. سوم اينكه به قصد هدايت پادشاهان باشد يا عبرت گرفتن از آنان. به نظر مي رسد با اين شرايط تمام فقهاي عصر صفوي پذيرفتند تا با مشاركت خود در امر حكومت تنها حكومت شيعه جهان را ياري كنند و به اداره امور شرعي بپردازند و امور عرفي مثل آراستن سپاه و تعليمات جنگي را به شاه واگذارند. با اين مفروضات، علماء شيعه به همكاري با دولت صفوي پرداختند و بدون شك يكي از عوامل مهم كنترل قدرت در حكومت صفوي محسوب مي شدند.
يكي از علماي معاصر صفوي «شيخ علي نقي كمره اي» است. ايشان وجود علماء را در كنار شاه براي جلوگيري از انحراف ضروري مي دانست كه درواقع همان تئوري تلفيق قدرت شاه و مجتهد براي اداره كشور است. او براي وجود شاه هيچ توجيه شرعي مطرح نمي كرد و تنها بعنوان قدرتي كه وجود دارد و گريزي از واقعيت آن نيست، از آن ياد مي كرد. از اين رو ورود علماء را در دستگاه حكومت براي هدايت آن ضروري مي دانست. شيخ، گرچه بر سيادت شاهان صفوي اشاره داشت اما بعنوان يك فقيه آگاه بود كه سيادت دليل بر مشروعيت شاه نيست. و لذا در اين باره بحثي نمي كرد. علماء عصر صفوي تلاش عمده اي داشتند كه شاهان صفوي را كنترل كنند و در اين راه از هيچ كوششي فروگذار نكردند. دولت صفوي نيز عموماً احترام علماء را حفظ مي كردند و تا حدود زيادي نظراتشان را به كار مي بستند.

گرچه، تأكيد مى كنم چندين تن از عالمان شيعه در عصر صفويه, فعاليت سياسى را به درجه اى پايين تنزل مى دادند. مقدس اردبيلى برحسب نگرش اصول گرايانه به فقه شيعه, همانند محقق ثانى و محقق كركى به شدت به وضع استدلال برهانى براى وصول به آراى فقهى پاى بند بود. مشخصه شيوه او استدلال منظم و مستقل ناشى از بينش فقهى خود و چشم پوشى از آراى عالمان پيشين بود.

مهم تر اين كه مقدس اردبيلى در كتاب تفسيرش, زبدة البيان, در فصلى با عنوان (امر به معروف و نهى از منكر) حكمى را پيرامون اجتهاد و تقليد بيان كرده كه به طور عمده اقتدار روحانيت شيعه را افزايش مى دهد. اين وضعيت توجه مقدس اردبيلى را به مصلحتى حساس در تجويز قلمرو نفوذ وسيع تر براى عالمان در عرصه سياسى و نقش تعيين كننده در نظام دينى, آشكار مى سازد.

يكي ديگر از فوايد حضور علما در حاكميت اين بود كه كنترل ادارات دينى صفويه كه داراي ارزش سياسى مهم براى علما بود به طور عمده به وسيله شبكه هاى خانوادگى در هم تنيده, تقويت مى شد; براى مثال, توفيق محقق كركى در دربار صفويه به پيشرفت دو فرزندش عبدالعلى و حسن كمك كرد, فرزندانى كه بايد گفت هر دو قدرى از شايستگى هاى فكرى پدر را دارا بودند. دو تن از دخترانش با ميرشمس الدين استرآبادى, پدر ميرداماد ازدواج كردند.سه نوه محقق كركى, يعنى حسين المفتى و حسين المجتهد و ميرداماد  هر كدام پرآوازه شدند و پست هاى مذهبى مهمى را در حكومت صفوى ها به دست آوردند. احمد بن زين الدين نوه ديگر كركى و برادر زن ميرداماد نيز عالم و دين شناس برجسته اى بود.

حال براي روشنتر شدن و ملموستر شدن بحث سعي ميكنم تا به نظرات علامه محمد باقر مجلسي كه از علماي معروف و بزرگي در آن زمان بوده اند و در دستگاه حاكم نيز نقش داشتند اشاره كنم.

علامه مجلسي با تشريح سلسله‌مراتب الهي ولايت معتقد است‌داشتن ولايت در درجات مختلف‌، حقوقي را براي اولياء ايجاد مي‌كند. ازجمله اين ولايات‌، ولايت شاه بر رعيت است‌. رعاياي پادشاه حق دارندانتظار داشته باشند كه پادشاه با آنان به عدالت و مهر رفتار كند، زيرا كه‌خداوند آنان را ضعيف و او را قوي كرده است. در برابر سلطان عادل وظيفه رعيت دعا است‌، و در صورت انحراف‌سلاطين از جاده صلاح و عدالت ايشان دو راه حل‌ّ ارائه مي‌كند: يكي دعابراي اصلاح‌ِ شاه‌ِ منحرف و ديگري اصلاح خود، باشد كه خداوند ايشان‌را به اصلاح آورد. علامه مجلسي در تبيين و شرح روايات عصر غيبت امام‌زمان‌(عج‌) در بحار الانوار شاهان صفوي را به مثابه سلاطين شيعه ذي‌شوكت تأييد كرده‌براي اتصال سلطنت آنان به دولت امام عصر (عج‌) دعا كرده‌است‌.با توجه به اينكه علامه مجلسي به مفاد روايات اهل‌بيت‌ عالم ‌بوده و در آثار مختلف خود بر حرمت ركون بر ظالمين تصريح كرده دررساله‌اي بر اساس تعليم ائمه به نحوه سلوك با سلاطين اشاره كرده،حتي تقرّب به ملوك و امرا را موجب خسران دنيا و عقبي دانسته،مي‌توان با اطمينان نفس اعلام كرد كه علامه مجلسي صفويه را مصداق‌حكام جور نمي‌دانسته‌است‌، بلكه سلاطين مسلمان شيعه ذي‌شوكتي‌مي‌دانسته كه مي‌توان از اقتدار آنها براي ترويج شريعت سود جست‌.بدون شك مباني نظري عملكرد اجتماعي اين عالم خدوم بر نظريه‌يادشده منطبق است‌.

علامه مجلسي علي‌رغم به رسميت شناختن سلطنت شاه شيعه تصريح مي‌كند كه ايشان معصوم و بالتبع اولوالامر نيستند و نبايد آنها راصاحب سلطنتي دانست كه طاعت او طاعت خدا و معصيت او معصيت‌خداست زيرا حق‌تعالي براي اين امر فرموده به اطاعت رسول و اولوالامركه ايشان معصوم و مطهرند.

در مورد دليل همكاري علماي شيعه با خاندان صفوي به نظر من ريشه اش بر ميگردد به بحث تاريخ تشيع، بعد از زمان حكومت امام علي (ع) هيچ يك از امامان شيعه نتوانستند حكومت را در دست بگيرند و هيچ حكومت شيعي برپايه مباني احكام اجتماعي وسياسي شيعه شكل نگرفت و از طرفي موج مخالفتها وخفقان سياسي ايجاد شده به حدي بوده كه حدود چهارصد سال گذاشتن نام علي بر روي فرزندان موجب ننگ بشمار مي آمده است وكسي هم كه شيعه بوده يا در خفا مانده ويا تبعيد شده كه نمونه اش سيل مهاجرت امامزادگان به مازندان است چون تنها محلي بوده كه بدليل شرايط جغرافيايي و صعب العبور بودن، دويست سال بعد از ورود اسلام به ايران مسلمان شدند و چون اين آشنايي هم از سوي شيعيان بوده همگي شيه شده بودند .شكي كه در شيعه بودن و يا سني بودن بسياري از بزرگان وجود دارد مانند محي الدين عربي،مولوي،سنايي و... نيز ناشي از همين موضوع است كه بدليل وجود چنين حكومتهايي اينان مجبور بودند خود را سني بنمايانند و يا مثلا در مورد خلفاي ثلاث شعر بگويند تا بتوانند باقي بمانند وكار كنند و اشعار و تفكراتشان هم از سويي نشاندهنده وجود ولايت در آنان است. به اين دليل روي كار آْمدن حكومتي كه حداقل داعيه اسلام را هم داشته باشد نعمتي است كه يك موقعيت استثنايي را براي عالمان شيعه فراهم مي آورد كه هر چند نتوانند يك حكومت كاملا اسلامي و شيعي را تشكيل دهند ولي حداقل نهايت استفاده را از اين حاكمان براي ماندگاري تفكرات شيعه بكنند. امام خمينى(ره) نيز بمناسبت شهادت آيه الله حاج سيد مصطفى خمينى در مسجد شيخ انصارى در نجف اشرف, هنگام تبعيد مى گويد:
مى بينم يك طايفه از علما گذشت كرده اند از يك مقاماتى, براى ترويج ديانت و ترويج تشيع و ترويج مذهب حق, متصل شده اند به سلاطين, و آن ها را وادار به ترويج اسلام و مذهب تشيع كرده اند. اين ها آخوندهاى دربارى نبوده اند. اين ها اغراض دينى داشتند. نبايد يك كسى تا به گوشش خورد كه مثلا مجلسى, محقق ثانى, شيخ بهائى(ره) با اين ها روابط داشتند و همراهيشان مى كردند, خيال كنند كه اين ها مانده بودند براى جاه(و مقام) و اين كه شاه به آنها عنايتى داشته باشد. اين حرفها نبوده. آنها گذشت كردند براى اين كه دين و مذهب را به وسيله آنها ترويج نمايند اين ها اغراض سياسى داشتند, اغراض دينى داشتند... يك مجاهده نفسانى كرده اند, براى اين كه مذهب را به وسيله آنها و به دست آنها ترويج كنند(2)

در نتيچه براى علما لازم بود در بنيان هاى تفكر فقهى شيعه اصلاحات مهمّى را پديد آورند, چشم اندازهاى تازه اى در قابليت تفسيرى متون شريعت بگشايند, كوشش خويش را به زمينه هاى بى سابقه و نوگسترش دهند و نظام آرمانى حكومت اماميه را شكل دهند. ساختن جامعه اى مبتنى بر شريعت به معناى يك رويه مذهبى استاندارد شده و براي اينكار به حداقل حكومت موافق با تشيع قناعت كنند و نيز در حفظ آن از دست حكومتهاي غير شيعي و ضد شيعي تلاش كنند .

 

منابع

 

(1) سفرنامه پى يترودلاواله بنقل از:نصرالله فلسفى, زندگانى شاه عباس(انتشارات دانشگاه تهران)

(2) امام خمينى, كوثر,(تهران, موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى)

(3) دين و مذهب در عصر صفوي مريم ميراحمدي 

(4) مقاله داوريهاى بدبينانه و دور از انصاف درباره شاهان صفوىدكتر على اكبر حسنى

(5) مقاله انديشه سياسي يك عالم شيعي در عصر صفوي، رسول جعفريان

(6) فقه سياسي در عصر صفوي حسن رحيمي

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 بهمن1385ساعت 20:0  توسط محمد محسني تنكابني  | 

باز انديشي روند جهاني شدن و نتايج آن

 

يكي از جديدترين ابزارهاي مفهومي كه متفكران امروز براي تحليل شرايط اجتماعي جوامع جهان و چگونگي تغييرات و تحولات آينده آنها پديد آورده اند مفهوم جهاني شدن است.

در تعريف جهاني شدن نظرات و ديدگاههاي متفاوتي وجود دارد برخي آنرا طرح برنامه ريزي شده و توطئه اي امريكايي عليه كشورهاي جهان سوم ميدانند و برخي ديگر از جهاني شدن جهت وصف يك واقعيت اجتماعي محقق شده بهره ميگيرند و برخي نيز آنرا راهكاري براي زندگي آينده ميدانند. از نظر گيدنز جهاني شدن پيامد طبيعي مدرنيته متاخر است كه ويژگي اصلي آن فشردگي زمان و مكان است و آن را با تئوري اجتماعي خود در مورد فشرده شدن روابط اجتماعي در سطح جهان مرتبط مي سازد. رابرتسون نيز جهاني شدن را مدرنيته بزرگ شده ميداند كه از جامعه به جهان گسترش پيدا كرده است در واقع مدرنيته دريك مقياس جهاني ظرفيت پيدا كرده است. اما جامعه شناسان ساختي _كاركردي با استفاده از نظريات اميل دوركيم صنعتي شدن را عامل جهاني شدن ميدانند در ديدگاه آنان صنعتي شدن پيامدهاي اجماعي زيادي را بهمراه دارد و تحولات جهان گرايي،دنياداري وعقلانيت تغيير ميكند و سرانجام جوامع مقلد و كمتر توسعه يافته از جوامع سرمايه داري تقليد ميكنند و يكي از علل جهاني شدن همين نوسازي و نوگرايي است . مك گرد معتقد است كه جهاني شدن به افزايش پيوندها و ارتباطات متقابل كه فراتر از دولت دامن مي گستراند اشاره دارد كه در نتيجه آن نظام جديد جهاني شكل ميگيرد و هربرت شيلر كه از نظريه پردازان معتقد به ديدگاه امپرياليسم فرهنگي است جهاني شدن را دنباله و تداوم آن ميداند . ازنظر شيلر فرايند جهاني شدن در پنجره منافع تجاري غربيها يا امريكاييها و عقايد مربوط به شيوه فرهنگي آنان قرار گرفته است وي معتقد است كه به معناي ايجاد نوعي نظم بين المللي يا جامعه مدني نيست بلكه منظور از آن تقويت هر چه بيشتر نظام اقتصادي سرمايه داران فراملي ميباشد . كساني كه ضمن رد هرگونه مسئوليت پذيري در خصوص تبعات فعاليتهاي خود بطور چشمگيري نيز عامل ارزشهاي فرهنگ امريكايي هستند.

از نظر شيلر صنعت فرهنگ سازي جلوه بارز قدرت امريكاست هرچند كه اين كشور نماد اصلي اين صنعت نيست. جهاني شدن شامل طيف گسترده اي از تعاملات اقتصادي، اجنماعي، فرهنگي، سياسي است كه تاثيرات چشمگيري را تقريبا بر همه انسانها، دولتها و جوامع بدنبال دارد. گيدنز معتقد است كه علل يا پيامدهاي جهاني شدن به هيچ وجه در ذات خود به تمامي اقتصادي نيست و اين اشتباه اساسي بدليل محور ساختن اين مفهوم به بازار جهاني است. جهاني شدن اجتماعي، سياسي و فرهنگي نيز هست. بهر حال بايد توجه داشت كه اساسا جهاني شدن يك مفهوم مطلق و نامحدود نيست بلكه فرايندي است كه داراي مفاهيم نسبي بيشماري است. نسبي بودن مفهوم جهاني شدن ريشه در تنوع روندهاي جهاني شدن دارد اين نكته يك معناي مهم ديگر را روشن ميكند و آن تكثر روندهاي جهاني شدن است. با اين نگاه جهان معاصر مواجه با يك جهاني شدن واحد نيست بلكه مواجه با جهاني شدنهاي بيشمار است بعضي از اين روندها از وسعت و تمدن بيشتري برخوردارند و بعضي قلمروهاي كوچكتري را در سطح جهان شامل ميشوند و از قدمت و عمق كمتري برخوردارند.

در هر حال بطور كلي ميتوان تمامي نظريات پيرامون جهاني شدن را در دو گروه قرار داد.

دسته اول نظرياتي كه بطور كلي موافق جهاني شدن هستند و آن را پديده اي طبيعي و يك نوع واقعيت اجتماعي درنظر ميگيرند. اين دسته از افراد معتقدند كه فرايند طبيعي جهاني شدن بتنهايي منشا ظهور نمادها، ارزشها و هنجارهاي جديد اجتماعي شده است و روندهاي در حال وقوع را نيز پشت سر ميگذارد و بقول رابرتسون جهاني شدن يك فضاي واحد را برفراز جغرافياي دولت ملتها بجود آورده است كه در آن فضا مرزهاي فرهنگي و اقتصادي و اجتماعي و حتي سياسي از بين رفته است.

بعنوان مثال در مورد مذهب و فرهنگهاي ملي و قومي اين دسته از افراد معتقدند كه فرآيند طبيعي جهاني شدن موجب تبادل فرهنگي و گسترش جهاني نكات مثبت فرهنگهاي قومي و ملي كه مورد استفاه ديگر ملتها ميباشد، مي گردد. ازنظر اينان روند غربي شدن و شرقي شدن جهان از محوريترين حلقه هاي جهاني شدن است. شرق در اينجا بعنوان سمبول بازگشت به سنت، معنا و معنويت گرايي و غرب بعنوان سمبول مدرنيته و فرايند تشديد كننده مادي گرايي و مصرف گرايي در نظر گرفته شده است.

اين متفكران معتقدند كه تمدن و فرهنك ملي و قومي هر جامعه مانع از آن است كه همان معناي مورد نظر كشورهاي مبدا در كشورهاي مقصد نيز دريافت شود. بنظر آنها جواني كه در تهران شلوار جين ميپوشد و سيگار كاپتان بلك ميكشد و به كافه ترياهاي شمال شهر ميرود هرچند در ظاهر مشابه يك جوان لس آنجلسي است اما در باطن معنا و مفهوم اين دو بدليل پيشينه هاي قومي، فرهنكي و مذهبي متفاوت كاملا از يكديگر متفاوت است. ويا كسي كه در تهران شلوار رادو ميپوشد ولو اينكه بظاهر تقليد كرده ولي اصلا نشان دهنده گرايشات همجنس بازان امريكايي نيست. در اين مورد فرقي بين شرق و غرب نيست و همين مساله در مورد يك فرد امريكايي كه مسلمان شيعه ميشود و يا به عرفان شرقي روي مي آورد نيز صادق است. بر اين حساب اينان نظريات امپرياليسم فرهنگي و مخالفان جهاني شدن را رد ميكنند و به نظر آنها جهاني شدن فضايي است براي حضور تمامي انديشه ها و تفكرات كه گستردگي انتشار جهاني بيابند.

دسته دوم، كه علم مخالفت با جهاني شدن را به دوش مي كشند و آنرا يار وفادار و ادامه دهنده مسير امپرياليسم چهاني براي سلطه غرب بر شرق و حتي امريكا بر جهان ميدانند. بنظر آنان ظهور پديده جهاني شدن با تكيه بر بعد اقتصادي آن بوده كه به شديدترين وجهي در سازمان تجارت جهاني متبلور است. ديدگاه منتقد به جهاني شدن سرمايه داري معتقد است كه امروز از هر روز ديگر تاريخ، اقتصاد بيشتر بين المللي شده و بحرانهاي بين المللي اقتصادي نيز گسترده تر شده است. نظام سرمايه داري همراه با سازمانهاي جهاني آن مثل بانك جهاني، سازمان تجارت جهاني و سازمان همكاريهاي اقتصادي و توسعه، نمونه هاي سازمان يافته انسجام سازماني نظام جهاني و ليبرال سرمايه داري هستند كه چرخه اقتصادي را به نفع خود تمام ميكنند. بنظر نگارنده چنين موجودي كه امپرياليسم ذات آن است همواره در خدمت بوجود آورندگان خود ميباشد و هدف غايي آن سلطه يك ايدئولوژي واحد غربي است كه يكنوع دسر را براي همه دنيا سرو ميكند و در واقع جهاني شدن عاملي است براي غلبه تفكر غربي و حتي شيوه زندگي روزمره و مسخ اراده جوامع توسعه نيافته و عقب نگاه داشن انان. شاهد مثال آن هم اين است كه تاكنون آنچه جهاني شده فرهنگ غربي بوده و آنچه كه توانسته غلبه جهاني بيابد از غرب بوده و مظاهر مدرنيته و امريكايي در راس قرار گرفته اند. حاصل جهاني شدن شركتهاي تجاري فراملي امريكايي و يهودي است كه سرمايه هاي اقتصادي ديگر كشورها به جيب آنان ميرود، سلطه موسيقي امريكايي، مك دونالد، شلوارجين، القاء تروريسم اسلامي ،جنگ ويتنام، افغانستان و عراق، آپارتايد هسته اي و... از ديگر نتايج جهاني شدن بشمار ميروند. آيا مظاهر تمدن شرقي با آنهمه پشتوانه عظيم فرهنگي و تاريخي توانسته است به آن حد گسترش و مقبوليت جهاني بيابد كه فرهنگ مصرف گرايي و دنيا طلبي بي بنياد غربي و امريكايي رسيده ؟

نتيجه اي كه ميشود از اين بحث برداشت كرد اين است كه با پيشرفت تكنولوژيهاي نوين ارتباطات و انقلاب اطلاعات در عصر حاضر به يقين ميتوان گفت كه صنعت ارتباطات جهاني شده است بنابر اين آنچه كه مسلم است اين است كه در عصر حاضر امكان جهاني شدن تحقق يافته و بعنوان يك واقعيت اجتماعي وجود دارد و اين امكان جهاني شدن براي تمامي اقوام و فرهنگهاي مختلف وجود دارد.هر چند كه در اين بين بايد به اين نكته هم توجه كرد كه با دگرگون شدن مفهوم قدرت در سطح بين المللي جوامع و قدرتهايي كه صاحبان سلطه جديد به نام جهاني شدن هستند و اين تكنولوژي را نيز در اختيار دارند استفاده و سود بيشتر و يا حتي نفع مطلق خواهند برد كه اين نيز خود ممكن است، چرا كه حتي در خوشبينانه ترين حالت به فرض اگر قدرت اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي صاحبان تكنولوژي در ديگر كشورها تاثير مطلق نداشته باشد حداقل آنها را از خود دور و بيگانه ميكند كه مثال بارز آن در مسائل فرهنگي نوع و مد لباس است و مهمتر از اين مسائل ظاهري رواج و گسترش بي هويتي و از خود بيگانگي در بين جوامع ديگر و القاء حس نا اميدي از فرهنگ و نوع زندگي و ارزشهاي مادي و معنوي بومي است  .

بهرحال آنچه كه مسلم است اين است كه جهاني شدن بعنوان يك واقعيت اجتماعي وجود دارد و ما چه بخواهيم وچه نخواهيم او به حيات خود در تمامي زمينه هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي ادامه خواهد داد. در واقع بنظر پرانك جهاني شدن واقعا يك انقلاب است انقلابي كه غير قابل برگشت و غير قابل جلوگيري است .  

اما آنچه كه نكته كليدي و اساسي و مطلب قابل تامل در اين بين مي باشد اين است كه تكليف و وظيفه ما در قبال اين پديده نو ظهور چيست و چه بايد كرد ؟

در شرايط فعلي برخورد مقابله اي و جلوگيرانه كارگر نيست چراكه ديگر توليدات غربي به مانند دهه شصت و هفتاد نيست كه نوار و فيلم و لباس و سي دي و... از طريق مرزها وارد شود كه بتوان با اتخاذ تدابير شديد امنيتي جلوي آن را گرفت ( هرچند كه تجربيات قبلي نا كارامدي اين سيستم را نشان داده بود )

امروز ديگر امكان جلوگيري مستقيم امواج ماهواره اي امكان پذير نيست غفلت شانزده ساله ما و اين پروسه طولاني مدت در اين شانزده سال به قدري در مسخ انديشه ها عالي عمل كرده است كه اگر اوايل انقلاب بعنوان مثال از پخش موسيقي در تاكسي ها جلوگيري بعمل مي آمد امروز نه تنها صداي خوانندگان لس آنجلسي در خيابانها گوش ها را كر ميكند. بلاي فرهنگ سوز و ويرانگر اعتقادات امروز كه شعار انديشه جهاني و عمل بومي است ثمره همين پروسه خانمان سوز است .     

شعار امروز و تكليف ما بومي و محلي انديشيدن و جهاني عمل كردن است مگر نه اين است كه ادعا ميكنيم انديشه اسلامي ما بر پايه هاي مستحكم وحي و قرآن و عصمت و امامت بنا نهاده شده است كه دژي است مستحكم كه بشر در برابر آن نا توان است ؟ و فرهنگ ايراني ما بر يك پشتوانه عظيم تمدني چند صد ساله استوار است و از اجداد تمدن هاي امروز دنياست( زماني كه غربي ها حمام نداشتند ما كتابخانه داشتيم) ؟

و يا حتي مگر همين سي سال پيش انقلاب ما الگو و آرزوي مردم آزاده جهان نبود ؟ پس چه شده است كه ما نه تنها انقلاب را صادر نكرديم بلكه حتي نتوانستيم آن را حفظ كنيم ؟

     وظيفه ما امروز ايجاب ميكند كه در مرحله اول به دنبال پي ريزي چهارچوب تئوريك براي خود باشيم كه در راه بازشناساندن افكار اصيل و انديشه هاي ناب اسلامي و ايراني از تفكرات و اعتقادات مذهبي گرفته تا حتي شيوه زندگي ، نوع لباس و غذا بكوشيم و ابتدا به مردم خود كه در اين شانزده سال از اين تفكرات ناب دور نگاه داشته شده بودند و كم كم به فراموشي سپرده بودند ياداوري كنيم و جواناني كه اصلا اين انديشه اصيل را درك نكرده اند را با آن آشنا ساخته و در نهادينه كردن آن تلاش كنيم . اگر ما بتوانيم اين كار را به درستي انجام دهيم اگر به پيروزي نرسيده باشيم شكست هم نخورده ايم چرا كه توانسته ايم خودمان را در برابر هجوم دشمن ايمن نگاه داريم  و حداقل خود را حفظ كرده ايم .

مرحله دوم مشخص كردن روش شناسي و راه بازگشت به خويشتن خويش است و تلاش در راه جهاني كردن اين عمل و انديشه بومي است نه بومي كردن انديشه ها و اعمال و افكار جهاني كه همگي ساخته و پرداخته امپرياليسم جهاني است بعنوان شعار زيباي جهاني فكر كنيم و محلي عمل كنيم، اشتباهي كه در اين شانزده سال صدمات جبران ناپذيري را بر ملت و كشور ما وارد اورد . كساني كه ساده انگارانه شعار توسعه را سر دادند و به جهاني شدن رسيدند و تخم اين فرزند ناخلف امپرياليسم جهاني را در انديشه ايرانيان كاشتند و كساني كه توانايي توليد هيچ انديشه بومي را نداشتند و ساده لوحانه پشت لباس زيباي تمدن ايراني  شعار گفتگوي تمدنها را سر دادند ، امروز بايد جوابگوي جواناني باشند كه شانزده سال بويي از انديشه ناب اسلامي و ايراني به مشامشان نرسيده است . آنان امروز بايد جوابگوي هايدگري شدن جوانان مسلمان ايراني باشند . آنان امروز حتي بايد جوابگوي معدود جوانان بيچاره ايراني اي باشند كه به صداي خرخري كه از اعماق گور عميق كمونيست به گوش مي رسد لبيك مي گويند .

اما امروز روز حركت به سمت توليد انديشه بومي و جنبش نرم افزاري است و امروز روزي است كه جوانان مسلمان و متعهد ايراني هويت خود را بازيافته اند و راه آزاده گي و سربلندي خود را شناخته اند مسيري كه در اين شانزده سال تلاش هاي بي وقفه اي در فراموشي آن شده بود هرچند كه امروز تلاش آشكار دشمنان داخلي كمتر شده است ( که دیگر حنایشان رنگ ندارد ) اما هنوز دشمنان داخلي و خارجي ساكت ننشسته اند.

هر كسي كو دور ماند از اصل خويش                          باز جويد روزگار وصل خويش 

 

 

 

منابع

 

1- عاملي سید سعید رضا دو جهاني شدن ها و آينده جهان، کتاب ماه علوم اجتماعي، شماره 69-70، 1382

2- عاملي سید سعید رضا دو جهاني شدن ها و هويت هاي همزمان آينده : http://iranwsis.org

3- عاملي سید سعید رضا صنعت همزمان ارتباطات و دو فضائي شدن فرهنگ، ديدگاه، سال اول، شماره1و2، 1382 

4- عادل عبد الحميد علي، جهاني شدن و آثار آن بر كشورهاي جهان سوم، ترجمه مهندس سيد اصغر قريشي، اطلاعات سياسي ـ اقتصادي، شماره يازدهم و دوازدهم، مرداد و شهريور 1379

5-  قزلسفلي محمد تقي ، جهاني شدن به رويا رويي همزيستي، اطلاعات سياسي اقتصادي، به شماره يازدهم و دوازدهم، مرداد و شهريور 1379

6- معتمد نژاد كاظم ، نظريه هاي سلطة ارتباطي جهاني، فصلنامه رسانه، سال هفتم، شماره 2- 1375

7- مولانا حمید جامعة مدني، جامعة اطلاعاتي ترجمه علي حسين قاسمي

8- مولانا حميد ، گذر از نوگرايي، ترجمة يونس شكر خواه ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ، تهران، 1371

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 11 شهریور1385ساعت 11:19  توسط محمد محسني تنكابني  | 

جهاني شدن ارتباطات و جهاني گرايي در پيام هاي بازرگاني

« اتكا به آگهي‌هاي تجاري  منبع اساسي درآمد در رسانه‌هاي امريكاست كه در آن رسانه‌ها مخاطبان را بصورت كالا به صاحبان آگهي‌ها مي فروشند » (ادوارد هرمن و نوآم چامسكي 1988)

 

مقدمه

 

در تعريف فرهنگ وبستر از تبليغات آمده است: تلاش براي ارائه آموزه‌ها، انديشه‌ها، دلايل و شواهد يا ادعا از طريق رسانه‌هاي ارتباطي براي تقويت هدفي و يا مبارزه با  هدف متضاد آن، هر چند كه اين تعريف از تبليغات بسيار كلي است و هر دو نوع تبليغات را چه تبليغات سياسي[1] و چه تبليغات تجاري[2]  را در بر مي‌گيرد ولي چهار مفهوم مهم را مي‌توان از آن برداشت كرد كه به ما براي بررسي تبليغات تجاري كمك خواهد كرد.

1- مفهوم ارائه 2- مفهوم آموزه‌ها و انديشه‌ها و ادعاها و ...  3-  رسانه‌هاي ارتباطي 4- هدف

در مورد تبليغات تجاري و توليد پيام هاي بازرگاني مي‌توان گفت كه نكته اول  توليد و ارائه آن به مخاطبان و مواجهه آنها با پيام است كه عامل انديشه‌ها آموزه‌ها و خواسته‌هاي توليد كنندگان پيام است كه امروزه اين كار عمدتاً از طريق رسانه‌هاي جمعي صورت مي‌گيرد كه هدف در آن, تأثيرگذاري و يا حداقل مواجهه با پيام است .

شرايط جهان امروز با گسترش تكنولوژي و صنعت همزمان ارتباطات كاملا دگرگون شده است و بطور كلي مفاهيم موجود در جهان و شرايط جهاني كاملا تحت تاثير آن قرار گرفته است . در واقع بررسي تمامي موضوعاتي كه در سح بين المللي مطرح هستند به نوعي تحت تاثير اين شرايط جديد قرار گرفته اند و در واقع براي بررسي هر مسئله اي به ناچار بايد آن را در ارتباط با اين شرايط نوين جهاني سنجيد .

آنچه كه در تبليغات تجاري امروز در دنيا به چشم ميخورد نگاه وسيع و جهان گرايانه به مخاطب و استفاده از فنون اقناع جهاني است . امروزه تمامي كشورهاي جهان بدنبال استفاده هرچه بيشتر و پر فايده تر از تكنولوژي جهاني ارتباطات و آنچه كه گيدنز فشردگي زمان و مكان مي نامد هستند . با بوجود آمدن چنين شرايط نوين جهاني مسلما شرايط داخلي كشورها تحت تاثير محيط بين المللي قرار خواهد گرفت و امكان تاثير گذاري بر روي ان نيز وجود دارد كه البته بايد ديد كه اين امكان تا چه حد و براي چه كشورهايي تا چه اندازه قبل دسترسي است و در واقع به چه شرايطي بستگي دارد . مسئله اي كه در اينجا مطرح است اين است كه اين نوع تغيير شرايط نوين جهاني و گسترش ارائه مفاهيم بين المللي تا چه اندازه ميتواند در شرايط داخل جوامع تاثير گذار باشد و اينكه نتيجه و ثمر آن تا چه اندازه ميتواند به كشورهاي جهان و بعنوان مثال به كشور ايران كمك كند و اينكه سرانجام تكليف و وظيفه ما در نوع برخورد با اين تبليغات جهاني چگونه است .

به هر حال و در نتيجه نكاتي كه بايد بدان  اشاره كرد اين است كه :

با توسعه ديد و آگاهي كه انسان امروز از جهان پيدا كرده است و در واقع جهان را به عنوان يك فضاي واحد و يا يك واحد يكپارچه مي بيند (رابرتسون 1992) و با پيشرفت صنعت ارتباطات و فراگير شدن استفاده همزمان اكثر مردم جهان از آن و امكان آن براي تمامي مردم جهان نگاه توليدكنندگان پيام به تبليغات نيز عوض شده است با گسترش و توسعه شبكه‌هاي ماهواره اي فرا ملي و جهاني آگهي جهاني كه مخاطبان آن تمام مردم جهان با فرهنگ‌ها مليت‌ها و نژادهاي مختلف هستند. قابل پيش‌بيني بوده كه امروزه آگهي جهاني واقعيتي انكار ناشدني است.

 

 

شرايط جهاني و ارتباط آن با فنون اقناع و تبليغات

 

شركت هاي تجاري فراملي كه امكان استفاده از تكنولوژي ارتباطات جهاني را دارا هستند و اين قدرت را دارند كه محصولات خود را به مردم جهان از كشورهاي مختلف و با فرهنگهاي متفاوت برسانند و قدرت اقتصادي صادرات بين المللي و  گسترده را در اختيار دارند سعي در يكسان سازي ذائقه بين المللي دارند و تلاش مي‌كنند كه از نمادها و نشانه‌هايي در تبليغات  كالاهاي خود استفاده كنند كه يك برداشت واحد از آن بشود و در بين تمامي فرهنگ‌هاي  متفاوت هم تأثير گذار باشد  چرا كه  همه مردم جهان با وجود تمام تفاوت‌هاي بومي و فرهنگي بايد بتوانند يك نوع برداشت مشترك و واحدي را از پيام داشته باشند كه توليد كنندگان مد نظر دارند كه بدين منظور بايد تفاوت‌هاي فرهنگي را كه ممكن است پيام را بطور كامل تحت تأثير قرار دهند كنار گذاشت.بنابراين سعي در ارائه يك نوع شيوه زندگي مشترك و جهاني دارند.

اگر به سه فن مهم و رايج در جهان كه توسل به شوخي، جاذبه‌هاي جنسي و تكرار پيام (سورين[3] و تانكارد[4] 1992)  خوب توجه كنيم كاملا اين قضيه را درك خواهيم كرد . زن و جاذبه جنسي يك مفهوم مشترك در بين فرهنگ‌هاي مختلف است. و براي تمامي انسانها صرفنظر از فرهنگ و قوميت شان قابل درك و فهم است.

و اين يكي از شاخصه‌هاي بسيار مهم و بارزي است كه از آن در تبليغات بين‌المللي بسيار زياد استفاده مي‌شود و هر روز هم گسترش و شدت بيشتري پيدا مي‌كند. نكته‌اي كه بايد در اينجا بدان اشاره كرد اين است كه دليل استفاده از جاذبه‌هاي جنسي كه در تبليغات بين‌المللي امروز بسيار رايج است چيست؟ آيا فقط  بخاطر تأثير گذاري بر روي مخاطبان و امتناع آنها از آن استفاده مي‌شود؟ و آيا واقعاً بر روي مخاطبان اثر گذار هستند كه به اين شدت از آنها استفاده مي‌شود؟ اگر نه دليل آن چيست؟ در اين رابطه مي‌توان گفت كه فقط يك تحقيق از اسميت[5] و انگل[6] (يك تبليغ چاپي به دو شكل كه در يكي از مدل‌ جنسي اغوا كننده‌اي استفاده شده بود و در ديگري از مدل جنسي استفاد نشده بود) حاكي از آن است كه مدل جنسي مي‌تواند بر ادراك و يا تصور يك محصول اثر بگذارد. اما بر خلاف مطالعه اسميت و انگل چند مطالعه ديگر كه اثر مدلهاي جنسي را بر يادآوري مارك محصول بررسي كرده‌اند، يا اثري را نشان نداده‌اند يا يادآوري اندك را نشان داده‌اند. به نظر مي‌رسد كه مدل‌هاي جنسي توجه بينندگان را از بخش‌ مهمي از تبليغات كه نام محصول  يا شركت را معرفي مي كند، منحرف مي‌سازند (لابيتز[7] 1977، و جاد[8] 1978).

با اينكه جاذبه‌هاي جنسي در تبليغات  امري رايج است. به نظر مي رسد استفاده از آن خيلي هم در اقناع تأثير گذار نيست. ممكن است بعضي مخاطبان توسل به جاذبه‌جنسي را مردود بدانند، بعضي ديگر ممكن است درك نادرستي از آن داشته باشند يا اينكه كساني آن را نديده بگيرند و بعضي ديگر هم ممكن است از هدف اصلي تبليغ منحرف شوند. مطالعات كمي وجود دارد كه اثر مثبت جاذبه جنسي را بر يادآوري نام محصول يا فروش محصول در تبليغات نشان دهد با اينكه مدل اسميت و انگل نشان مي دهد مدل جاذبه‌دار جنسي بر افزايش ارزيابي مطلوب يك اتومبيل در تبليغات اثر دارد، ولي از جهت يادآوري نام تجاري محصول بعد از مشاوره تبليغ،  آزمون نشده است.

بعنوان يك قاعده ،تبليغات گران دريافته‌اند جاذبه جنسي جاذبه‌ گول زننده‌اي است كه بايد استفاده از آن كم باشد، شيوه ديگري كه كمتر مناقشه برانگيز و به همان اندازه جذاب است استفاده از نياز ما به رابطه انساني همراه با عاطفه و مهرباني است (جيب ماولز[9] 1988) با اين وجود استفاده از جاذبه‌هاي جنسي در  تبليغات همچنان رو به افزايش است. توسل به شوخي نيز بيشتر بر رده‌هاي پائين‌تر اثرهاي ارتباط جمعي مؤثر است تا بر رده‌هاي بالاتر (نلسون[10] 1985) يعني شوخي بيشتر از اينكه در تغيير نگرش يا تغيير رفتار مؤثر باشد در جلب توجه ايجاد علاقه براي ارتباط گر و مانند اينها اثر بخش است.

هر چند در اين بين بنظر مي‌رسد كه تكرار پيام موفق‌تر از دو فن ديگر براي اقناع  مخاطبان جهاني است آن نيز كاملا موفق نيست. پژوهشگران به اين نتيجه رسيدند كه تكرار پيام در ابتدا موجب افزايش موافقت با موضوع مورد حمايت مي‌شود، اما در مرحله معيني به كاهش موافقت با موضوع مورد حمايت منجر مي‌شود (پتي[11] و كاك لوپو[12]1979)

در نتيجه  تكرار پيام نيز به كاهش استدلال مخالف عليه پيام از سوي ‌گيرنده پيام و سپس افزايش استدلال مخالف عليه پيام منجر مي‌شود. با آنچه كه بيان شد اين سئوال پيش مي‌آيد كه چرا همچنان در آگهي‌هاي بين ‌المللي كه از سوي شركت‌هاي فراملي توليد مي‌شود از اين فنون استفاده مي‌شود.

شايد يكي از جوابهايي كه مي توان به اين سئوال داد اين است كه تنها راه حل براي اثرگذاري بر روي مخاطبان جهاني با سلايق و فرهنگ‌هاي گوناگون همين راه است كه به قبول آفات آن مي ارزد.

 

 

 

 

دلايل و اثرات جهاني گرايي در تبليغات

 

 

از آنجا  كه تلويزيون در اكثر كشورها و بخصوص آمريكا رسانه‌اي است زنده به تبليغات, برنامه‌ريزي و تبليغات تلويزيوني بايد همدوش هم و دست به دست هم دهه‌هاي آتي را سپري كنند تا ارزشهاي مادي و معنوي زندگي مصرف كنندگان را تعين كنند. در جوامع صنعتي تبليغات راهي است براي ارائه انبوه اطلاعات در مورد هر چيز كه در تصور مي‌گنجد، بسياري از كالاهاي تلويزيوني ماهواره‌اي به سرمايه‌گذاري شركت‌هاي تبليغاتي ساخته شده است و در تلاش روزافزون براي يافتن مشتري و عرضه كالاهاي صنعتي هستند.

امروزه همچنانكه تبليغات امريكا بين‌المللي مي‌شود بازار مؤسسات ژاپني و اروپايي نيز به همان صورت رونق مي‌يابد و در اين ميان تنها جهان سوم است كه بصورت مصرف كننده منفعل توليدات غربي، آگهي و تبليغ غربي و ارزشهاي حاكم بر جامعه غرب درآمده است، كه نه مي‌تواند كاملا غربي شود و نه ديگر همان كشوري كه قبل از مواجهه با اين پيام‌ها قرار داشت.

بديهي است كه افزايش تبليغات بازرگاني موجب رشد مصرف زدگي شده، و اين فرآيند منجر به منسوخ شدن ارزشهاي حاكم بر جهان سوم خواهد شد. مصرف بيش از حد، اشاعه مصرف گرايي در جامعه و الگو قرار دادن كشورهاي پيشرفته صدمه‌اي جبران ناپذير بر اقتصاد كشورهاي توسعه نيافته وارد مي‌كند. در كشورهاي غربي ظرفيت توليد در اكثر رشته‌ها بيشتر از مصرف است از اين رو ايجاد نيازهاي جديد و مصنوعي و تحريك و ترغيب مصرف يك ضرورت به شمار مي‌رود و به اعتقاد بازاريان اين كشورها براي جلوگيري از ركود و بيكاري افزايش مصرف بايد هدف اساسي و اصلي اقتصاد ملي تلقي شود لذا با ايجاد نيازهاي رواني در افراد كمبود تقاضا را جبران مي‌كنند. در واقع آنچه كه در اين كشورها اتفاق مي‌افتد چيزي است كه آن را توليد مصرف مي نامند.

 

 

 

 

 

 

 

 

جهاني شدن تبليغات و مخاطبان جهان سوم

 

در واقع تمام جهان با اين پيام توليد مصرف مواجه مي‌شوند. آيا براي كشورهاي توسعه نيافته نيز مي‌تواند مفيد و سودمند باشد؟ در كشورهايي كه در اكثر رشته‌ها با تقاضايي بيش از توليد داخل مواجه هستند، توليد مصرف و اشاعه مصرف گرايي چه نتيجه‌اي در بر خواهد داشت؟نويسندگاني مانند آنوين كه به تفاوتهاي موجود در سبك آگهي‌ها پرداخته‌اند دريافته‌اند كه تأكيد تبليغات امريكايي بيشتر بر روي منافع صريح و بي واسطه است و اختيار و اجازه استنتاج نتيجه را به مخاطب نمي‌دهد همچنين از آنجايي كه امريكايي ها تساوي و برابري بشر را شعار مي‌دهند آگهي‌هاي آنان بايد مشتريها را متجانس ايده‌آل و ثروتمند تصوير كنند نه اينكه بر اساس طبقات اجتماعي متفاوت آگهي‌ها را طبقه بندي كنند.

ژاك الول استدلال مي‌كند كه تبليغات چنان در زندگي امريكايي گسترش يافته است كه بيشتر ما حتي از آن آگاه نيستيم اما ارزشهاي ما را كنترل مي‌كنند. بديهي است كه يكي از اين  ارزشهاي اصلي شيوه زندگي آمريكايي است اين تفكر با افكار برخي از پژوهشگران آمريكايي ارتباطات زياد متفاوت نيست. اگر تمامي اين نكات را در كنار يكديگر قرار دهيم و آنگاه به آگهي‌هاي جهاني و بين‌المللي نگاه كنيم خواهيم فهميد كه نمي‌توان اثرات نامطلوب آن را بر اقتصاد و فرهنگ جامعه ناديده گرفت اما اوج فاجعه زماني رخ خواهد داد كه علاوه بر وجود اثرات مخرب اينگونه تبليغات تجاري  بين‌المللي بر جامعه تبليغات داخلي نيز تحت تأثير تبليغات جهاني قرار گيرد و براي موفقيت در جذب مشتري از آن الگو برداري كند. در اين صورت بعلت وجود پيشينه‌هاي فرهنگي  جامعه و محدوديت‌هاي فرهنگي اجتماعي و مذهبي موجود براي تقليد از تبليغات جهاني اينگونه تبليغات نه بطور كامل مانند تبليغات جهاني هستند كه تمام معيارهاي آن را داشته باشند و نه بطور كامل متكي  و متأثر از فرهنگ داخل جامعه  كه در نتيجه علاوه بر ضررهايي كه بر اقتصاد جامعه وارد مي‌كنند مخاطبان خود را ناراضي و يا دچار بيگانگي از فرهنگ خودي خواهند كرد. .

به هرحال بنابر نظر مك كوايل(1997) « اين فرض كاملا پذيرفتني هر چند غير قابل اثبات است كه تجربه مخاطبان كمتراز گذشته ماهيت ملي دارد و اين نتيجه تغييرات عديده اي است كه از جمله شامل رقيق شدن شاخص فرهنگي توليدات رسانه هاي داخلي مي شوند و خود اين پديده هم معلول تقليد از مدل ها، سبك ها، و اعمال رسانه هاي خارجي است » .

 البته برخي صاحبنظران بحث‌هاي ريشه‌اي و ايدئولوژيك را در اين ميان بر اساس نظريه امپرياليسم جهاني پيش كشيده‌اند. انديشمندان جهان سوم و حاميان فرهنگ بومي معتقدند كه هرچند ممكن است نفوذ فرهنگي مستقيم امريكا و كشورهاي غربي بر كشورهاي جهان سوم زوال يافته باشد اما نفوذ غير مستقيم آنها با توجه به اينكه توليدات داخلي از سبك و روش و حتي محتواي غربي براي توليدات بومي خود استفاده ميكنند نيرومند تر هم شده است و بقول آنتوني اسميت[13] و ريچارد پاترسون[14](1381)       « فرايند دگرگوني فرهنگي مي تواند با ربودن يك تكنيك فرهنگي بيگانه، چه خط ميخي باشد و چه فيلم، آغاز شود» . گروهي از محققان نيز تبليغ را ذاتي از فكر و عمل در فرهنگ عمومي مي‌دانند و با آميختن ديدگاه‌هاي مختلف علوم اجتماعي، تبليغ را حاصل ايدئولوژي دانسته نقش رسانه‌ها را در ساخت معاني و جهان بيني حاكم بر جامعه بررسي مي‌كنند. شيلر نيز از جمله صاحبنظراني است كه با نگرش ساختارگرا به ارتباطات و توسعه, با توجه به نقش و اهميت رسانه هاي گروهي و اتحاد قدرتمند الكترونيك و اقتصاد در عصر كنوني خطر ترفندهاي جديد دنياي استكباري را در استفاده از وسايل ارتباط جمعي گوشزد مي‌كند و به بررسي نقادانه ساختار نظام ارتباطي از جنبه‌هاي سياسي اقتصادي مي‌پردازد . تاملينسون[15] (1991) نيز نگراني مشابهي نسبت به غلبه توليدات امريكايي بر بازارهاي شنيداري و ديداري جهان و از دست رفتن هويت هاي ملي و منطقه اي ابراز كرده است و تسخير مخاطبان در جهان سوم را شكل جديدي از امپرياليسم فرهنگي مي داند .

 

 

 

 

 

 

 

نتيجه گيري

 

اكنون رسالت رسانه‌هاي همگاني و به خصوص تلويزيون ملي جمهوري اسلامي ايران كه تنها رسانه داخلي است و از نظر اقتصادي به شركت‌هاي تجاري نيز وابسته نيست در درك اين مطلب است كه همانگونه كه اشاعه مصرف گرايي به سبك غرب خيانت به اقتصاد ملي محسوب مي‌شود، رواج دادن شيوه درست توليد، توزيع و تبليغ كالاهاي اساسي و ترغيب مردم به استفاده صحيح از آنها بزرگترين خدمت به كشور است .

تبليغات پيام هاي بازرگاني در ايران مسلما مستقل و غير وابسته به نظام ارتباطي ملي كشور نيست چراكه سيستم رسانه اي ايران كاملا دولتي و در نتيجه تاثير پذير از تمامي شرايط محيطي، فرهنگي، تاريخي و ...  در نتيجه مخاطبان اين رسانه ملي با فرهنگ ايراني كاملا احساس نزديكي و همسان پنداري ميكنند بنابراين در توليد محتواهاي رسانه از جمله تبليغات تجاري و پيام هاي بازرگاني نيز بايد به اين شرايط توجه شود و نمي توان بي توجه از كنار آن گذشت . در نتيجه بايد علاوه بر در نظر گرفتن شرايط بين امللي و جهاني و بوجود آمدن تبليغات و آگهي جهاني ضمن توجه به مسائل جهاني براي تبليغات بين المللي بايد در توليد پيام هاي بازرگاني داخلي به بازتوليد فرهنگ بومي و ملي دست زد و دراين راه قرم برداشت كه با تقويت آموزه هاي ملي و بازتوليد آنها به سمت استفاده از ابزار جهاني شدن براي بسط و گسترش جهاني اين مفاهيم قدم برداشت .

در واقع بطور كلي هدف ما حركت در جهت توليد انديشه بومي و ملي و گسترش آن در سطح عمل جهاني است .

 

 

 

كتابنامه كتاب

1_  اسدي ، ع – (1371) افكار عمومي و ارتباطات – تهران – انتشارات سروش

2_  اسميت، آ & پاترسون، ر – (1381) - تلويزيون در جهان – ترجمه مسعود اوحدي – تهران – انتشارات سروش

3_ سورين ،و & تانكارد ،ج – (1381) – نظريه هاي ارتباطات – ترجمه دكتر عليرضا دهقان – تهران – انتشارات دانشگاه تهران

4 _  محسنيان راد ، م – (1369) ارتباط شناسي – تهران – انتشارات سروش

5_ مك برايد ، ش – (1369) – يك جهان، چندين صدا – ترجمه ايرج پاد – تهران - انتشارات سروش

6_ مك كوايل ، د – (1380) – مخاطب شناسي – ترجمه دكتر مهدي منتظرقائم – تهران - انتشارات مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها

كتابنامه مقاله

1_ احمديان ،م ت – ( 1372) – رابطه تبليغات و توسعه ملي – تهران – فصلنامه رسانه – سال 72 شماره دوم

2_ اسدي طاري ، م ح – (1372) – تاريخچه تبليغات بازرگاني – تهران – فصلنامه رسانه – سال 72 شماره اول

3 _ شعار غفاري ، پ – (1372) تبليغ سياه سپيد خاكستري – تهران – فصلنامه رسانه – سال 72 شماره چهارم

4_ وسون،د & تولند فريس،ك – (1373) – آگهيهاي بازرگاني و ارزشهاي فرهنگي – فصلنامه رسانه – سال 73 شماره اول



[1] propaganda

[2] advertising

[3] Werner j . severin

[4] james. W. tankard

[5] smith

[6] engel

[7] Lubitz

[8] Judd

[9] Jibfoweles

[10] Nelson

[11] Petty

[12] Cacloppo

[13] smith

[14] paterson

[15] tomlinson

+ نوشته شده در  شنبه 11 شهریور1385ساعت 11:18  توسط محمد محسني تنكابني  | 

بررسی هویت فرهنگی مذهبی جامعه ایرانی و شکل گیری شهر مجازی

این آخرین مطلب برای درس مطالعات فضای مجازی است که بر روی وبلاگ قرار میدهم .

 

امروزه در پی گسترش دنیای اینترنت و شکل گیری جوامع اطلاعاتی و گسترش استفاده از تکنولوژی های نوین ارتباطات این بحث مطرح میشود که با استفاده از این فناوری ها و امکانات از فضای مجازی بعنوان مکمل فضای واقعی شهری برای حل مشکلات شهری استفاده کرد .بحثی که مطرح میشود این است که شهر مجازی امکان استفاده از فضاهای مجازی شهر را در کنار فضای واقعی شهر فراهم میکند و مشکلات مکانی شهر را با راه اندازی جریانهای اطلاعات در فضای مجازی تا حدودی از بین می برد و همچنین شهروندان را قادر می سازد تا به راحتی به اطلاعات مورد نیاز خود دسترسی پیدا کنند بنابراین در شهر سازی های جدید باید توجه داشت که از پایه و اساس با توجه به فضای مجازی و امکانات آن ساخته شوند و حتی می توان در کلان شهر هایی مثل تهران که مشکلات بسیاری در این زمینه دارند به بازسازی شهری و ایجاد چنین فضایی در کنار شهر واقعی نوجه کرد . ( عاملی 1383)

ایجاد شهر مجازی شاید در درجه اول به ساختار فیزیکی و سخت افزار شهری و مسائل و مشکلات آن و همچنین فواید و امکاناتی که در اختیار قرار می دهد مربوط باشد اما مسلما فرهنگ جوامع مختلف، شیوه زندگی و بطور کلی اصول زندگی و فرهنگ در جوامع مختلف با یکدیگر متفاوت است و در نتیجه نمی توان برای مثال  ایجاد و شکل گیری شهر مجازی تهران را با شهر مجازی آمستردام هلند ، یا شهر مجازی نیویورک امریکا و یا شهر مجازی سیدنی استرالیا برابر دانست ویا مقایسه کرد . بهر حال ایجاد یک شهر مجازی و شکل گیری ساختار فیزیکی و سخت افزاری ان، دلیل کامل شکل گیری و استقرار شهر مجازی نیست و مسئله مهمتر استفاده از آن توسط شهروندان و در واقع شکل گیری شهروندان مجازی است که به شهر مجازی هویت می بخشد و آن را زنده نگاه می دارد . و اینکه آیا واقعا ایجاد چنین فضایی و قرار دادن مردم در آن مفید خواهد بود یا خیر ؟ و اینکه چنین کاری چه اثرات و نتایجی را بدنبال خواهد داشت ؟

اما برای بررسی شهر مجازی می توان از دو جنبه به آن نگاه کرد یکی با توجه به کارکردهای ساختاری شهر مجازی در عصر اطلاعات با تکیه بر تمرکز زدایی مکانی و ازبین بردن مشکلات آن و دیگری توجه به بعد فرهنگی؛ تاریخی و هویتی جوامع مختلف و تفاوت  شهرهای مجازی به مانند تفاوت شهرهای واقعی و در واقع با تکیه بر چگونگی شکل گیری مفهوم شهروند مجازی و بررسی ابعاد آن . در این مقاله سعی شده است تا با نگاه به کارکردهای مثبت و منفی شکل گیری شهر مجازی هم از لحاظ ساختاری و سخت افزاری و هم از لحاظ فرهنگی و اجتماعی، به هویت تاریخی، فرهنگی و مذهبی جامعه اسلامی ایران نیز توجه شود و تضادهای موجود مابین این دوجریان بررسی شود .

 

 

 

بررسی کارکردهای مثبت  شکل گیری شهر مجازی

 

کارکردهای مثبت ساختاری و سخت افزاری بیان شده برای شهرهای مجازی

برخی از کارکردهای مهم شهر مجازی که بر روی آنها تاکید بسیاری شده است فهرست وارعبارتند از :

- کاهش حرکات جمعیت در شهر واقعی و کم شدن مشکلات آلودگی هوا و ترافیک شهری

- صرفه جویی در وقت و هزینه

- ارائه خدمات شهری و انجام کارهای خسته کننده و وقت گیر اداری و سازمانی از طریق فضای مجازی

- ارتباط وسیع و تعامل نهادها و سازمانها با شهروندان

- ارائه موثرتر و بهینه تر اطلاعات به مراجعین

- انجام وظایف شغلی از طریق فضای مجازی و از محل خانه

- کاهش ساعات کار تا حد 2 ساعت در روز

- افزایش سرعت و کاهش هزینه و زمان در انجام اموری چون نقل و انتقال مالی، پرداخت قبض آب، برق، گاز و تلفن، انجام امور اداری، مراجعه به نیروی انتظامی، دادگاه ها و... ، خرید انواع کالاها و وسایل مورد نیاز و...

- استفاده همزمان بیش از یک کاربر از یک موقعیت شهری که در شهر واقعی امکان پاسخگویی به بیش از یک نفر در آن واحد ممکن نبود

- On line بودن 24 ساعته و از بین رفتن زمان اداری خاص

- تعامل جمعی راحت شهروندان در فضای مجازی با امکان ساخت فضاهای مجازی فردی

- تردد و حمل و نقل آسان در شهر واقعی با کم شدن ترافیک و مشکلات دیگر شهر واقعی (عاملی1383)

 

کارکردهای مثبت اجتماعی و فرهنگی ذکر شده برای شهر مجازی

در مورد شرایط و مزایای اجتماعی شکل گیری شهر مجازی : استفاده از حقوق شهروندی در هر کجای دنیا و فقط با کلیک موس بدون حضور جسمانی در ان نقطه ، دسترسی به امکانات عمومی موجود برای شهروندان بدون تبعیض و با حداقل زمان ممکن و جلوگیری از فرسایش انواع انرژی های طبیعی از نکات قابل توجه است . بدلیل مجازی بودن و امکان استفاده از سیستم های الکترونیکی رای گیری و نظر خواهی میتوان به راحتی در بسیاری از امور به سرعت از نظرات مردم جویا شد و خدمات بهتر و دقیقتری را ارائه کرد .

 همچنین در مورد اثرات مثبت فرهنگی برخی از صاحبنظران معتقدند که در فضای مجازی عموما با تعاملات فرهنگی دوسویه ارتباط نزدیکتری به نسبت روزنامه ها و رسانه ها با مخاطبان برقرار میشود و همچنین مخاطبان نسبت به راه اندازی گروه های مردمی و خود جوش فعال در عرصه های اجتماعی و فرهنگی موفق خواهند بود .  با شکل گیری شهر مجازی اخلاق و رفتار شهروندی متفاوت خواهد شد و معنویت و اخلاق متعالی در بین شهروندان شکل خواهد گرفت و برخی از اخلاقیات منفور مانند کلاهبرداری ، دروغگویی ، رشوه گیری و رشوه دهی و تجاوز به حریم خصوصی و حقوق افراد به این دلیل که تمامی اعمال و رفتار افراد در فضای مجازی آشکار و قابل پیگیری است ، از بین خواهد رفت .

از اینرو انسانها در شهر مجازی بدلیل اینکه زمان کافی در اختیار دارند و دلمشغولی و دغدغه مشکلات معیشتی و ابزار کار و شرایط کاری را ندارند فرصت بیشتری برای توجه به مسائل معنوی و مذهبی و فرهنگی خواهند داشت .

اما باید توجه داشت که مسئله اصلی تنها ساختار فیزیکی شهر مجازی و در دسترس قرار دادن امکانات مجازی برای شهروندان نیست بلکه مهمتر از آن ایجاد شهروندان مجازی است که ساکن در این شهر مجازی باشند و امکان و توانایی استفاده از آن را هم داشته باشند و این امکانات نیز در جهت رشد و تعالی آنها قرار بگیرد که در ادامه توضیح داده خواهد شد .

نکته مهمی که در بررسی کارکردهای ساختاری و فرهنگی و اجتماعی شهر مجازی وجود دارد این است که تمامی این اثرات مثبت بنحوی تنها وابسته به شرایطی هستند که بصورت کاملا عمومی و مساوی برای تمامی شهرهای مجازی در سراسر کره زمین وجود دارند و هیچگونه توجهی به شرایط خاص هویتی ، تاریخی، تمدنی و مذهبی جوامع مختلف نکرده اند و در واقع هیچگونه تمایزی بین جوامع قائل نشده اند و تنها یکسری اهداف از پیش تعیین شده و مشخص را دنبال میکنند که در ادامه توضیح داده خواهد شد .

 

 

بررسی کارکردهای منفی ساختاری و سخت افزاری  شکل گیری شهر مجازی در جامعه ایرانی

 

در جوامع مختلف حتی خود جوامع غربی سطح فناوری های نوین بسیار جلوتر از سواد عمومی جامعه است و با وجود ابزارها و امکانات بسیار پیشرفته، استفاده مناسب و بهینه از آنها نمی شود و سیستم آموزشی جامعه کندتر و عقب تر از فناوری های نوین حرکت میکند . درجوامع سنتی علارغم وجود و شدت این جریان و قرار گرفتن تجربیات سنتی و بومی در مقابل این جریان اصل قبول این تکنولوژی بیگانه و یا به اصطلاح غربی و در واقع تمدن بیگانه نیز به این جریان اضافه میشود . مشکلات غرب چندان به مقدار اطلاعات مربوط نمي شود، بلكه با توزيع ابزارهاي پردازش اطلاعات و نيز دسترس پذير ساختن آنها به اشكال مختلف دانش براي  استفاده كنندگان در جامعه ارتباط دارد.( مولانا 1383)

نکته دیگر اینکه در این کشورهای به اصطلاح جهان سوم امکانات فنی و زیر ساختی موجود و همچنین توان انتقال و جابجایی اطلاعات و داده ها در حد تکنولوژی ها جدید نیست که در نتیجه به تثبیت قدرت کشور های پیشرفته منجر خواهد شد چنانکه در حال حاضر با پدیدار شدن جریان یکسویه اطلاعات جریان مسلط تولید در اختیار کشورهای غربی و در درجه اول امریکا است (معتمدنژاد 1371) 

اما بعنوان خاص در مورد ایران نکات زیر را میوان در مورد کارکرد های منفی ساختاری شکل گیری شهر مجازی برشمرد

از دست رفتن مشاغل و افزایش بیکاری  (سعیدی1383)

یکی از اهداف و آرمان های اصلی ایجاد شهر مجازی ازبین رفتن شیوه سنتی فعالیت های اداری و تجاری و مدیریتی است و از طرف دیگر با اتکا به شیوه های نوین ارتباطات از راه دور و اشتغال از راه دور هر شرکتی می تواند بهترین کارمندان مربوطه را از سراسر نقاط جهان بکار گیرد و یا خدمات خود را به بهترین شکل و حتی ارزانترین قیمت از شرکت های ارائه دهنده این خدمات در یافت کند که در اینصورت نه تنها شیوه سنتی کار از بین می رود و عده زیادی از کارمندان ایرانی مجبور به خانه شینی می شوند بلکه حتی ممکن است که آن عده قلیلی هم که به شیوه نوین و از طریق سیستم اشتغال از راه دور فعال هستند نیز به دست شرکت های ارائه دهنده خدمات مشترک و یکسان هم از کار بیکار شوند که چنین وضعیتی در جامعه ایران که با وجود اشتغال سنتی دچار معضل بیکاری و مشکلات اجتماعی ناشی از آن است چندان مطلوب نخواهد بود

 

ساختار شکنی نهادهایی مانند دولت

یکی از بحث های مهم در این زمینه شکل گیری دولت الکترونیک و نهاد های وابسته به آن و ارائه خدمات آنها در شهر مجازی و از طریق اینترنت است . در واقع صحبت بر سر از بین رفتن ساختار سنتی دولت و مرجعیت آن برای شهروندان است که گاه از آن تعبیر مرگ دولت میکنند .

از آنجایی دولت و حاکمیت در ایران از طریق جریانها ، اعمال و منابعی همچون نمادهای ملی و مذهبی و سرودها و آئین های دینی ، جشن ها و اعیاد مذهبی ، آموزش و نیز حوزه عمومی کسب هویت کرده اند به این ترتیب پایه های این تحت تاثیر فشردگی زمانی و مکانی متزلزل می شود چرا که برخی برخی از منابع مشروعیت بخش دولت ها مثل هویت افراد با چالش های اساسی مواجه می شود .

و نیز در زمینه انجام وظایف دولتها با وجود عملیات اینترنتی تصدی دولت در بسیاری از مسائل سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی کاهش می یابد .

 

گسترش نابرابری های اجتماعی میان افراد جامعه

شکاف اطلاعات در بین مردم و عدم برابری افراد در زمینه علمی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی فضایی را در جامعه بوجود می آورد که عده ای به امکانات مناسب و دسترسی یا اطلاعات مهمتر و به روزتر مجهز باشند و در مقابل عده ای به دلیل نبود امکانات مالی و اموزشی ، امکانات سخت افزاری و نرم افزاری مورد نیاز را نداشته باشند و این موضوع موجب ایجاد شکاف بیشتر در بین افراد و تعمیق نابرابری ها خواهد شد

 

 

امنیتی شدن فضای جامعه و نظارت و کنترل بیشتر بر افراد

با تغییر شکل زندگی هرچند امکان از بین رفتن کنترل های اجتماعی افراد مثل تعقیب و گریز و یا اطلاع یافتن از اینکه فردی به کجا سر زده است کاهش می یابد ولی در چنین فضای اطلاعاتی و با تبدیل شدن افراد به کد و رمز اطلاعات بیشتر و کامل تری از زندگی افراد جمع اوری و نگه داری می شود و این خود موجب نظارت و کنترل بیشتر می شود

 

از بین رفتن مرزها و کم اهمیت شمردن انها

در چنین وضعیتی همانطور که هر کسی به را حتی و از هر کجای دنیا میتواند شهروند شهر تهران باشد از طرف دیگر هر شهروندی می تواند تحت هجوم اطلاعات و غرهنگ های دیگر قرار بگیرد و شیوه های زندگی بیگانه مورد تقلید قرار بگیرد و همچنین مثلا از امکانات عمومی که شهر های مجازی در اختیار کاربران قرار می دهند استفاده کند بعنوان مثال هر کودک ایرانی میتواند هر بازی ای را در فضای مجازی انجام دهد و مسلما امکاناتی هم در اختیار قرار خواهند گرفت که چه بسا با اهدافی مغرضانه در دسترس قرار گرفته اند .

 

شکل گیری دلالان و واسطه ها ی ارائه خدمات

مطمئنا با ایجاد شهر مجازی و شکل گیری فضای مجازی برای انجام امور حداقلی از سواد و آموزش و امکانات برای شهروندان قابل تصور است و مطمئنا در جامعه ایران دارا بودن این امکانات برای تمام افراد

جامعه غیر ممکن است پس دور از انتظار نخواهد بود که با ایجاد چنین سیستمی به زودی شرکت های دلال برای ارائه چنین خدماتی راه اندازی شوند و صف طولانی آنها آدم را به یاد همان صف های شلوغ جلوی ادارات بیاندازد .

 

 

بررسی کارکردهای منفی از لحاظ هویت فرهنگی و مذهبی جامعه اسلامی ایران

 

در بحث از ارتباط بین فرهنگ و تکنولوژی و یا پیشرفت های تکنولوژیک و جوامع بشری عموما مسآله اصلی خود انسان است و توجه به شرایط فرهنگی ، اجتماعی و محیطی جوامع . اگر تغییرات صنعتی و تکنولوژیک بدون توجه به این شرایط موجود و استعداد تغییر در جوامع به پیش برود مطمئنا شکست خواهد خورد و صدمات جبران ناپذیری را به بار خواهد آورد . هرچند نمود اصلی این مشکل در بین کشور های جهان سوم و یا جوامع سنتی بیشتر و کاملا مشهود است اما تنها مختص این کشور ها نیست و حتی در خود جوامع خالق این فناوری ها نیز وجود دارد و اگر مانع از ایجاد و شکل گیری آن نشود حداقل این روند را با تاخیر و مشکل مواجه خواهد کرد .

یکی از بحث های ریشه ای و مهم در زمینه شکل گیری شهر مجازی در ایران و جامعه اسلامی و در بستری گسترده تر در روند جهانی شدن، بحث تکثرگرایی دینی و پذیرش پلورالیسم دینی است و اینکه برای ادیان و مذاهب دیگر نیز حقانیت قائل شویم که این مساله به شدت با مبانی و اصول اسلامی در تعارض قرار میگیرد چرا که اگر بپذیریم مذاهب دیگر نیز دارای حقانیت هستند دیگر نمی توان دین اسلام را جامع و کامل دانست (نصری1382) و اینکه اسلام آخرین و کاملترین دینی است که از جانب پروردگار فرستاده شده و همه مردم به آن فراخوانده شده اند . در نتیجه ذات فضای مجازی اگر مبتنی بر پلورالیسم دینی باشد اسلام را در خود نخواهد پذیرفت . هر چند که این نکته نیز مهم است که با اصل و مبنا قرار دادن اسلام میتوان در مورد جهانی گرایی در اسلام و جهانی شدن اسلام نیز بحث کرد که خود بحثی جداگانه است و مبانی دیگری را میطلبد . نکته دیگر اینکه شکل گیری شهر مجازی تنها بر فرهنگ  الكترونيكي استوار نيست، بلكه با مفاهيم نويني همچون سكولاريسم ، دموكراسي پارلماني نوين اروپايي و ... نيز مترادف است (مولانا1383) که تعارض اجتماع و دین اسلام با این مبانی کاملا مشخص و واضح است .

یک نکته بسیار مهم دیگر در هویت و سابقه تاریخی جامعه ایرانی و فرهنگ اسلام و شیعه تاکید و توجه به فرهنگ شفاهی ارتباطات و روابط است که همواره تاثیر بسیار زیاد و مستقیمی در خیلی از جریانها و تحولات اجتماعی داشته است که انقلاب اسلامی یکی از مهمترین ثمره های آن بوده است . یکی از نمونه های بسیار بارز این جریان  یعنی توانایی غرهنگ شفاهی سنتی در مقابله با نوگرایی ذاتی فناوری های الکترونیکی اوج گیری دوباره اسلام و جنبش های سیاسی و اجتماعی و انقلابی در کشور های اسلامی است که رهبری آن به دست مراجع سنتی قدرت مثل علما بوده است . (مولانا 1383)

در جریان پیشرفت تکنولوزی های نوین ارتباطی در تاریخ از زمان اختراع دستگاه چاپ تا بحال و ایجاد انقلاب اطلاعات و ارتباطات شکل شفاهی ارتباط در اسلام و جامعه اسلامی اهمیت خود را از دست نداد و از بین نرفت و همچنان بعنوان محور و اصولی ترین مبانی در جریان های اسلامی باقی ماند . هرچند که از سوی دیگر وقتی جوامع اسلامی بدلیل عوامل مختلف سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و ... از بدست آوردن تکنولوژی ها جدی بازماند در ایجاد پایه های ساختاری که تحمل انفجار اطلاعات و علوم عص صنعتی و مدرنیته را داشته باشد نیز بسیار عقب افتاد و از اینرو یک شکاف عمیق کمی و کیفی مابین غرب و جوامع اسلامی ایجاد شد .   

 

نتیجه گیری

 

در نتیجه باید گفت که در عصر حاضر این روند که با شکل گیری فناوری های نوین ارتباطی ، ایجاد انفجار اطلاعاتی و انقلاب ارتباطی و مبنا قرار دادن ان در جریان زندگی اجتماعی به نحوی که بعنوان مثال با ایجاد شهر مجازی محوریت فعالیت ها و رفتارهای اجتماعی بصورت مجازی و در فضای سایبرصورت پذیرد، مطمئنا به از بین رفتن هویت تاریخی ، تمدنی ، فرهنگی و مذهبی (مثل فرهنگ ارتباط شفاهی)جوامع سنتی و اسلامی همچون ایران خواهد شد . ضمن اینکه باید در پی شکل گیری چنین جوامع جدیدی از آنجایی که زائیده تمدن غربی هستند به ملزومات آنها مثل پلورالیسم دینی ، سکولاریسم ، دموکراسی غربی و ... نیز تن در بدهیم و آنها را قبول کنیم چرا که این اصول در ذات این مبانی وجود دارند .

بهر حال بنظر می رسد با ایجاد جریان نوین اسلامی و شکل گیری تولات اجتماعی ، سیاسی جوامع اسلامی و رواج موج اسلام خیزی در جهان تن در دادن به چنین اصول بیگانه ای چون جامعه اطلاعاتی ، جامعه مجازی ، قرار گرفتن در جریان جهانی شدن رایج و ... چیزی جز از دست دادن هویت فرهنگی ، مذهبی و تاریخی و بیگانگی از خویشتن نخواهد بود . و چاره کار بازگشت به خویشتن و پی ریزی و ایجاد چهارچوب های تئوریک و اصول مبنایی بومی و اسلامی است و حرکت در مسیر تاریخی خویشتن .

کتابنامه کتاب

 

1- برلو، ژ. فرهنگ و دموكراسي در جامعه اطلاعات جهاني ترجمه وتلخيص محمد رضائي تهران : مؤسسة فرهنگ، هنر و ارتباطات1376

2- تسيس، جي ها ملينگ، نابرابري اطلاعات در گذر جهان، محمد هاشم عصمت اللهي ، دانشگاه علامه طباطبايي ، تهران، 1375

3- كري، ج. د..  ارتباطات و فرهنگ . جستارهايي دربارة رسانه‌ها و جامعه ترجمه مريم داداشي  تهران : نشر نقطه 1376

4- معتمد نژاد. ك. مطالعات انتقادي در وسايل ارتباط جمعي، فصلنامه رسانه، شماره 9 ، بهار 1371

5- معتمد نژاد .ك ، نظريه هاي سلطة ارتباطي جهاني، فصلنامه رسانه، سال هفتم، شماره 2، تابستان 1375

6- نصري.ع  گفتمان مدرنيته ، تهران:دفتر نشر فرهنگ اسلامي (1382)

7- هوور.ا ولاندياي رسانه، دين و فرهنگ، ترجمه:مسعود آريايي نيا،تهران:انتشارات سروش (1382)  



 

 

 

کتابنامه مقاله

 

 

1- سعيدي. ر.جامعه اطلاعاتي؛ چالش‌ها و فرصت‌ها ۱۳۸۳ تهران

2- عاملي.س.ر. جهانی شدنها:مفاهيم و نظريه ها،ارغنون،شماره۲۴(138۳)

3- عاملي.س.ر. دو فضائي شدن شهر: شهر مجازي ضرورت بنيادين براي کلان شهرهاي ايران 1383

4- مولانا .ح . جامعه مدنی، جامعه اطلاعاتی ، جامعه اسلامی ترجمه: علي حسين قاسمي 1383

5- نقيب السادات . ر . جهاني سازي و ابزارهاي جهاني شدن فصلنامه كتاب زنان شماره 10

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 شهریور1385ساعت 9:39  توسط محمد محسني تنكابني  | 

آيه هاي قران بجاي صفحات غير اخلاقي

شرکت امنیتی سوفوس از انتشار اسب تروجان جدیدی به نام یوسف علی خبر داد که از مشاهده سایت‌های غیر اخلاقی بر روی کامپیوترهای آلوده جلوگیری کرده و در عوض آیه‌های قرآن را نشان کاربر می‌دهد.

منبع : ilna.ir

ویروس یوسف علی پنجره‌های باز شده توسط کاربر را تحت نظر می‌گیرد تا آنکه پنجره‌ای پیدا کند که عنوان آن شامل کلمه‌های مستهجن باشد، در این صورت آن پنجره را minimize کرده و آیه‌ای از قرآن را به سه زبان عربی، انگلیسی و فارسی نشان می‌دهد.

به گفته محققان شرکت سوفوس این ویروس هیچ فعالیت مخربی انجام نمی‌دهد اما در عوض ممکن است در تشخیص پنجره‌ها دچار مشکل شود و پنجره‌هایی را ببندد که حاوی مطالب غیر اخلاقی نباشند.

پس از نشان دادن آیه، اگر کاربر پنجره را نبندد یک دکمه با عنوان  "For Exit Click Here" ظاهر خواهد شد که پس از آنکه کاربر موس را تکان دهد پنجره جدیدی به شکل زیر ظاهر می شود که تنها سه دکمه دارد که هر سه کار logout را انجام می دهند و ضمنا کاربر نمی تواند موس را از روی پنجره خارج کند.

محققان شركت سوفوس مي‌‏گويند: برخلاف ديگر تروجان‌‏ها، اين تروجان جديد درصدد سرقت اطلاعات محرمانه يا پول از كاربران نيست؛ بلكه به عنوان يك هشدار دهنده اخلاقي مانع از بازديد كاربران از سايت‌‏هاي غيراخلاقي مي‌‏شود.

در صورت اصرار كاربر بر بازديد از اين سايت‌‏ها، اين تروجان نهايتا او را لاگ‌‏آوت مي‌‏كند.

شركت توليدكننده نرم‌افزارهاي ضد ويروس سوفوس اعلام كرد اين "تروجان" جديد با نام "يوسف علي" ( ،(Usufali-Aبرخلاف اغلب كدهاي مخرب امروزي كه به ربودن اسم رمزها و آسيب پذير كردن رايانه‌ها در برابر نفوذ هكرها مي‌پردازند، با نصب خود روي رايانه كاربر رفتار اينترنتي او را زير نظر مي‌گيرد.

تروجانها همانند ويروسهاي رايانه‌اي كدهايي هستند كه بدون اطلاع و اراده كاربر روي رايانه نصب مي‌شوند اما تفاوتشان با ويروسها در اين است كه اقدامي را براي تكثير خود انجام نمي‌دهند.

تروجان "يوسف علي" به غير از آنچه در بالا ذكر شده هيچ خطر و مزاحمت ديگري براي رايانه و كاربر ايجاد نمي‌كند. اين تروجان به همراه ايميلي براي كاربران ارسال مي‌شود كه حاوي يك فايل ضميمه است و كليك كردن روي فايل ضميمه، تروجان را به رايانه منتقل مي‌كند.

 

 

در مورد ويروس ها و كرم ها

منبع : http://khossrofardad.persianblog.com

ويروسها از طريق فلاپی ديسک يا پست الکترونيک و يا هر منبع خارجی ديگر وارد سيستم شده و بر روی سيستمی که وارد می شوند باقی می مانند و در هيچ کامپيوتر ديگری منتشر نمی شوند. در حقيقت ويروس ها بگونه ای برنامه ريزی شده اند که فقط بر روی سيستم آسيب ديده تکثير شوند و آنقدر کپی آنها در سيستم بوجود آيد که تمام حافظه موجود و يا فضای خالی درايوهای هارد ديسک را اشغال کرده و عملا کامپيوتر را غير قابل استفاده کنند. ويرو سهای پيشرفته اعمال گو ناگونی چون دستکاری فايل ها و حذف محتوای درايو هارد نيز انجام می دهند.

همچون ويروس ها ، کرم ها نيز از سيستم امنيتی کامپيوتر عبور کرده و پس از ورود به آن اعمال مخرب خود را انجام می دهند.اما کرم ها از اين نظر با ويروس ها فرق دارند که پس از آلوده شدن در صدد گسترش به سيستم های ديگر بر می آيند. همانطور که ويروس پس از آلوده کردن يک فايل  به سراغ فايل ديگر می رود ، کرم نيز پس از آلوده کردن يک سيستم به سراغ سيستم و کاربر جديد می رود.

اسب تروجان يا تروا

اسبهاي تروجان يا تروا نوع ديگری از کدهای مخرب هستندکه با کدهای مخربی چون ويروس ها، کرم ها ويا ساير کدها تفاوت دارند . چون اين کدها هنگامی که فردی بخواهد کامپيوتری را خراب کند و يا به آن دسترسی پيدا کند بطور دستی پست می شوند و در قالب يک برنامه غير مضر مانند عکس ، محافظ صفحه نمايش ، بازی و يا يک برنامه کاربردی بر روی سيستم ظاهر می شود. اسب های تروا پس از آن که خود را بر روی سيستم شما نصب کردند مترصد فرصت می مانندتا شرايط برای فعاليتشان فراهم شود ووقتی شرايط لازم بوجود آمد اسب تروا تخريب را آغاز می کند. آسيبهايی که اسب تروا ايجاد می کند شبيه آسيبهايی است که ويروس ها و کرم ها ايجاد می کنند اما اکثر اسبهای  تروا به اين منظور طراحی شده اند  که فرد ارسال کننده اسب تروا بتواند به سيستمی که اسب به آن وارد شده است دسترسی پيدا کند. به اين ترتيب اسب تروا دائما داده های مورد نياز فردی که اورا خلق کرده است را به صورت گزارش به او ارسال می کند.برای مثال ممکن است اسب  تروا تمام چيزی را که کاربر تایپ می کند را به فردی که او را وارد سيستم کرده است بفرستد. به اين ترتيب او می تواند از نامه های خصوصی ، کلمات عبور و ساير داده هايی که کاربر وارد سيستم می کند اطلاع يابد. هکرها اغلب از اسب هاي تروجان برای فعاليتشان استفاده می کنند.

 

چرا تروا ؟

در داستان هومر، «جنگ» که 10 روز به طول انجامید، به خاطر هلن یونانی، که زیبائیش شهرت داشت، اتفاق افتاد. او بوسیله پاریس دزدیده شده و به تروا برده شد. در معروفترین واقعه این جنگ، یونانیها به اهالی تروجان نیرنگ زدند. آنها با زرنگی و هوشیاری تمام یک اسب چوبی تو خالی را پر از سرباز کرده و آنرا در بیرون دیوارهای شهر تروا رها کردند. اهالی تروجان دردیوار شهر یک سوراخ بزرگ ایجاد کردند تا بتوانند اسب تروجان را به درون شهر ببرند، وقتی اسب به داخل برده شد، جنگجویان یونانی، از اسب تروجان  بیروه پریده و شهر تروارا فتج کردند و به جنگ خاتمه دادند.

از اينرو و از آنجايي كه اين ويروس ها در قالب ارسال مطلب و يا نامه اي و در واقع بصورت دستي پست مي شوند و پشت ظاهري ديگر پنهان ميشوند و ناخود آگاه وارد سيستم ميشوند آنها را به نام اسب هاي تراوا يا تروجان نام گذاري كرده اند .

 

چگونه تروجان وارد کامپیوتر می شود

1- در حال چت کردن هستید فرد مقابل برایتان میخواهد عکس خودش یا نرم افزاری را سند کند .شما آن را میگیرید ولی آیا این فایل سالم است.از کجا مطمئن هستید که حاوی تروجان نیست؟

2- در حال گشت در یک سایت آموزش هک هستید میخواهید یک نرم افزار دانلود کنید از کجا مطمئن هستید که این نرم افزار سالم است؟

3- برایتان یک ایمیل میاید.ایمیلی که فرستنده آن نامشخص است ایا ایمیل سالم است؟

4- یک فلاپی دیسکت یا سی دی به شما داده می شود در درایو می گذارید تا از محتویات آن بهره ببرید با انجام نرم افزار های اجرا خودکار تروجان وارد قلب کامپیوتر شما می شود و کامپیوتر شما قربانی و آلوده می گردد

و...

تروجان ها بر خلاف ویروس ها که فقط شامل چند شکل محدود میشوند دارای اشکال خیلی زیادی هستند.

 

مقابله با این نوع جاسوسها

 

ولی ما برای مقابله با این نوع جاسوسها چه کارهایی باید انجام دهیم؟

1-      داشتن یک ویروس کش قوی و به روز

2-      داشتن یک فایروال خوب یا فعال کردن فایروال خود ویندوز

3-   این را بدانید همیشه پسوند عکس ((jpg,gif,.. میباشد و هیچ وقت یک عکس دارای پسوند exeنمیباشد و همیشه اگر فایل(عکس,نوشته و...) را گرفتید که داری پسوند مشکوک بود هرگز باز نکنید

4-   همیشه Task Manager و Msconfig خود را چک کنید اگر چیزی مشکوک دیدید مثل sender.exeبروید و در درایو ویندوز پوشه windows/system۳۲دنباله چنین فایلی باشید که مشکوک بود و آن را پاک کنید

5-      هر گز از کسی که شناخت کافی ندارید فایلی دریافت نکنید

6-      سعی کنید اگر میخواهید نرم افزار دانلود کنید از سایتهای معتبر دانلود کنید.

7-      در صورت مشکوک شدن به وجود تروجان سریع اطلاعات خود را عوض کنید(پسورد ای دی,پسورد ویندوز و..

8-       سعی کنید ویندوز خود را عوض کنید و درایو ویندوز قبلی را فرمت کنید.

براي در يافت اطلاعات بيشتر در مورد اسب هاي تروجان راههای آلودگی  طریقه پیشگیری و پاکسازی و ... به لينك هاي زير مراجعه كنيد

 

http://www.persianhack.com/show.aspx?id=2

http://yazdit.mihanblog.com/More-509.ASPX

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 6 خرداد1385ساعت 15:6  توسط محمد محسني تنكابني  | 

هرزنامه هاي هوشمند درقالب نامه هاي دوستانتان ارسال مي شوند

پژوهشگران دانشگاه Calgary در کانادا هشدار داده اند فيلترهايي که هم اکنون براي مقابله با هرزنامه ها به کار گرفته مي شوند مشکل چنداني براي هرزنامه نويسان ايجاد نمي کنند، چون خود را به جاي پيام هاي دوستان فرد جا مي زنند و از آدرس هاي آنان استفاده مي کنند.

John Aycock استاد علوم رايانه اين دانشگاه مي گويد هرزنامه ها در آينده حتي قدرتمندترين فيلترها را هم فريب داده و از آنها عبور مي کنند و حتي کاربران را نيز فريب مي دهند. زيرا به نظر مي رسد که از سوي يک دوست ارسال شده اند.
وي مي گويد براي مقابله با نسل جديد هرزنامه ها بايد از روش هاي مدرن تري بهره برد و گرنه در آينده گرفتاري هاي فراواني براي کاربران ايجاد مي شود.

1385/02/15 : تاريخ

persianhack.com

 

تحليل خبر :

 

حتما شما هم با  هرزنامه هاي اينترنتي متني موسوم به spam كه بعضا حجم قابل توجهي از فضاي پست الكترونيك را اشغال مي كنند مواجه شده ايد و از كثرت، تنوع و ارسال مداوم آنها براي خودتان خسته شده ايد.

تعداد  هرزنامه هايي که عمدتا حاوي پيا هاي تبليغاتي با مضامين مختلف هستند، روز به روز در حال افزايش است و همين امر موجب شده تا بسياري از متخصصان درصدد مقابله با اين پديده برآيند.

برخورد مردم با اين پديده بسيار متفاوت است. برخي به سادگي از کنار آن مي‌گذرند و هرزنامه هاي  دريافتي را پاک مي‌کنند؛ اما بعضي ديگر که از حساب هاي کاربري پستي خود براي انجام امور تجاري و اداري استفاده مي‌کنند، نمي‌توانند چندان نسبت به اين مسئله بي‌اعتنا باشند. چون انبوه هرزنامه هاي  دريافتي فعاليت شغلي آنها را به مخاطره مي‌اندازد.

اين روزها اکثر شرکت هاي ارائه دهنده خدمات اينترنت سرويس هاي ويژه‌اي را براي فيلتر کردن نامه هاي الکترونيک درنظر گرفته‌اند که به طور خودکار مانع از دريافت هرزنامه ها توسط کاربران مي‌شود.

اما تنظيم دقيق اين سيستم هاي فيلترينگ هم کار سختي است و بسياري از کاربران اينترنت از اين مسئله شکايت دارند که برخي نامه هاي اداري و تجاري ارسال شده بري آنان که اهميت زيادي نيز داشته است،توسط اين نرم‌افزارها فيلتر مي‌شوند. در واقع مشکل اصلي آن است که تشخيص هرزنامه ها از يک نامه الکترونيک معتبر کار ساده‌اي نيست.

 اما درحالي كه هنوز مشكل هرزنامه هاي  متني موسوم به Spam حل نشده است نسل جديدي از اين مزاحم هاي اينترنتي موسوم به Spit در راه هستند كه مطمئناً براي كاربران وب دردسر زيادي درست خواهد كرد. به گزارش بخش خبر تراشه به نقل از هموطن سلام، مطالعات يك موسسه آمريكايي نشان مي دهد كه در كنار هرزنامه هاي  پستي و متون تبليغاتي ارسال شده براي سرويس هاي مسنجر بايد منتظر ظهور هرزنامه هاي  صوتي و شنيداري موسوم به Spit نيز باشيم كه به طور ويژه اي براي آزار و اذيت كاربران سرويس هاي تلفن  اينترنتي طراحي شده اند.

شركت Qovia كه در ايالت مريلند آمريكا فعال است، در اين زمينه به استفاده كنندگان از سرويس هاي مذكور موسوم به VOIP هشدار داده و مي گويد با توجه به كيفيت مناسب و هزينه كمتر استفاده از تلفن  اينترنتي محبوبيت اين خدمات روز به روز در حال افزايش است. در اين ميان افرايش سرعت ارتباطات  اينترنتي و نبود مشكلي به نام ماليات بر تلفن بر ميزان اقبال عمومي به اين سرويس‌ها افزوده است.

اما ماهيت فناوري VOIP كه از طريق آن پروتكل  هاي اينترنتي امكان ارسال يك پيام براي هزاران كاربر را فراهم مي كند، زمينه را براي سوء استفاده هرزنامه  نويسان فراهم مي كند.

روش هاي مقابله با هرزنامه هاي اينترنتي

پل وود از کارشناسان موسسه Message Labs در اين مورد مي‌گويد: ما تاکنون روش‌ها و شيوه هاي متعددي را براي حل اين مشکل به کار گرفته‌ايم که بسياري از اين شيوه‌ها همان روش‌هايي است که براي شناسايي و مقابله با ويروس هاي رايانه‌اي به کار مي‌رود.

وي مي‌افزايد: ما هرگاه با نوع ويژه‌اي از هرزنامه ها مواجه مي‌شويم مشخصات مربوط به آن را در ارتباط با تمام نامه هاي الکترونيک مورد بررسي قرار مي‌دهيم تا از جريان يافتن آن نوع ويژه از هرزنامهها جلوگيري کنيم. اين نوع از فيلترينگ که بيشتر برمبناي محتواي نامه هاي الکترونيک صورت مي‌گيرد، مي‌تواند شيوه‌اي موثر باشد؛ اما فيلترينگ بدين شيوه موجب به مقصد نرسيدن بسياري از خبرنامه هاي  اينترنتي و ديگر نامه هاي الکترونيکي مي‌شود که خود کاربر با ثبت نام در سايت هاي ارائه دهنده، خواستار دريافت آنها بوده است.

در حال حاضر برخي روش‌ها هم از سوي کاربران براي بررسي انواع نامه هاي دريافتي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در قالب يکي از اين تکنيک‌ها کاربر، فهرست سياه و سفيد براي خود درست مي‌کند و تمامي نامه‌هايي که از سوي کاربران ليست سياه ارسال شوند بلوکه شده، اما پيام هاي کاربراني که در فهرست سفيد هستند اجازه انتقال پيدا مي‌کنند.

روش ديگري که از سوي کارشناسان مورد استفاده قرار گرفته، بررسي اطلاعاتي است که در سرصفحه نامه هاي الکترونيک وجود دارد. علاوه بر اين مي‌توان آدرس IP که هرزنامه از آنجا ارسال شده است را بررسي کرد و سوابق آنها را مورد مطالعه قرار داد.

آدرس IP يک عدد منحصر به فرد است که در زمان اتصال هر کامپيوتر به اينترنت به آن اختصاص مي‌يابد و شرکت هاي امنيتي با بررسي آن درمي‌يابند که آيا کامپيوتر مبدا داراي سابقه ارسال هرزنامه است يا خير.

اين روش روشي مناسب براي فيلترينگ است و مشکلات را تا حد زيادي مرتفع مي‌کند.

البته اگر به هيچ کدام از روش هاي بالا علاقه نداريد کارهاي ساده‌تري را هم مي‌توانيد انجام دهيد. به عنوان مثال بسياري از کاربران اينترنت دو يا چند حساب کاربري پست الکترونيک براي خود درست مي‌کنند که تنها يکي از آنها حقيقي است و در اختيار دوستان و همکاران و مراجعان قرار مي‌گيرد؛ اما آدرس هاي ديگر معمولا در محيط اينترنت، در گپ خانه‌ها، مجامع آنلاين و هر جاي ديگر که هرزنامه نويسان معمولا در آنها کمين مي‌کنند، ارائه مي‌‌گردد.

 

+ نوشته شده در  شنبه 16 اردیبهشت1385ساعت 15:36  توسط محمد محسني تنكابني  | 

فضای 30 گیگا بایتی برای کاربران

 

یک سرویس ایمیل جدید با وعده ارائه 30 گیگابایت فضای صندوق پستی امروز شروع به کار کرد.

به گزارش بخش خبر تراشه، سایت 30gigs.com با نیت خلق یک سایت کامل (All in one) برای وب‌مسترها و کاربران خوره کامپیوتر شروع به کار کرده است. بر طبق گفته‌های بخش "درباره ما" در این سایت، کلیه سرویس‌های ذخیره‌سازی فایل‌های شخصی، امضاء‌های GD2 و قابلیت ارسال ایمیل‌ ناشناس همگی بطور یکجا و مجانی عرضه شده است.

این سایت اظهار داشته است: "هدف اصلی ما افزایش فضای بیشتر تا 50 گیگابایت و شاید تا 100 گیگابایت در طول زمان است. 30Gigs.com در حال حاضر در حالت بتا قرار دارد و در صورتیکه شما یکی از اعضای ما می‌باشید لطفاً به ما در ارائه بهترین سرویس ایمیل یاری رسانید. ما امکانی را برای ذخیره‌سازی فایل‌های شخصی (تا 30 گیگابایت) و امضاء GD2 برای امن کردن ایمیل از دست روبات‌های اسپم ارائه خواهیم داد. ما همچنین قابلیت منحصر به فردی را ارائه می‌دهیم که به شما این امکان را می‌دهد تا از هر آدرسی که می‌خواهید بتوانید به ارسال ایمیل بپردازید."

شایان ذکر است که این سرویس در حال حاضر در حالت بتا قرار دارد و به تقلید از GMail گوگل برای دستیابی به آن به دعوتنامه احتیاج است

 

منبع : tarashe.com

پيش از اين در جنگ ارائه خدمات ميل باكس رايگان ، زماني كه گوگل اعلام كرد كاربران خدمات رايگان جي‌ميل داراي يك گيگابايت گنجايش در ميل باكس خود خواهند بود، ظرفيت ميل باكس كاربران خدمات ايميل رايگان ياهو تنها ۴مگابايت و ظرفيت ميل باكس خدمات ايميل رايگان ‌هات ميل شركت مايكروسافت تنها ۲ مگابايت بود.

هرچند هر دو شركت خدمات خود را تا 250 مگابايت افزايش دادند و ياهو اعلام كرد كه تا يك گيگگا بايت هم به زودي خواهد رسيد و اكنون نيز يك گيگا بايت فضا به كاربران خود داده است اما گوگل هم گفت كه قصد دو برابر كردن حجم ميل باكس هاي خود را دارد.

اما اكنون با ارائه يك گيگا بايت فضا توسط جي ميل ديگر ارائه خدمات يگا بايتي امري عادي و طبيعي به نظر مي رسد .

اين جنگ شكل گرفته در آينده امكاناتي را در اختيار كاربران قرار خواهد داد  كه قابل تصور نخواهد بود  و اين جنگي است كه تنها به سود كاربران تمام خواهد شد . 

شايد تنها راه جذب مخاطب براي شركت هاي جديد در برابر وجود شركت هاي بزرگ و با سابقه اي مثل گوگل و ياهو همين در اختيار قرار دادن امكانات اين چنيني باشد .

هرچند كه برخي معتقدند همان فضاي در اختيار قرار داده شده توسط  گوگل براي كاربران بسيار بيشتر از حد نياز هاي اكثر آنان است و تمامي نياز هاي بيشتر كاربران را پاسخ ميدهد و احتياج به چنين فضاهاي زيادي براي كاربران ضروري نيست و ممكن است اكثر كاربران از همان خدمات ياهو و يا گوگل استفده كنند .

+ نوشته شده در  شنبه 19 فروردین1385ساعت 12:15  توسط محمد محسني تنكابني  |